سینما به مثابه آکواریوم

جمعه ۶ تیر ۱۳۹۹ ساعت ۲۰:۳۰

  • نویسنده : وسلی موریس
  • |
  • ترجمه : راضیه خضری
  • |
  • منبع : نیویورک تایمز

برخلاف برخی از آثار ابرقهرمانی ممتاز و درجه یک در این روزها، هیچکس به سینما نمی رود تا در «آکوامن» زبانی استعاری پیدا کند، صادقانه بگویم در «آکوامن» نیز هیچ استعاره ای وجود ندارد. تمام دنیای قصه، همان است که می بینید. بازیگری خوش قد و قامت نظیر جیسون موموآ لباس رزم آتلانتیسی اش را پوشیده و باز هم سیکس پک شکمش کاملا نظر مخاطب را به خود جلب می کند. معلوم نیست لباس کم زور است یا در دنیای زیر آب نیز معیارهای طراحی لباس پادشاه ها و ملکه ها مشکل دارد. موموآ دلیل اصلی استقبال تماشاگران از «آکوامن» است. ابرقهرمانی تازه نفس که به طبع صنعت سینما برنامه ریزی طولانی مدتی روی آن کرده است؛ او با چشم هایی نیمه خمار و موهایی که زیر آب هم خوش حالت می ایستند، به شکل عجیبی می تواند برای علاقه مندان فیلم های ابرقهرمانی دی سی کامیکز متقاعدکننده باشد. حال این عنصر می تواند به تنهایی چنین بار سنگینی را در مدت طولانی دو سال و نیم (ببخشید دو ساعت و نیم) «آکوامن» بر دوش بکشد؟ واضح و مشخص است که فیلمساز نیاز به تمهیداتی فراتر از این برای ادامه پیدا کردن در قسمت های بعدی دارد، وگرنه جذابیت های بازیگر اصلی اش پس از یک قسمت به مخاطره خواهد افتاد و تماشاگران متوجه خواهند شد که صحنه های طولانی زیر آب شباهت های بسیاری به اسکرین سرورِ رایانه ها و موبایل هایشان دارد.



آرتور کری ملقب به آکوامن را پیش تر در «لیگ عدالت» دیده بودیم، جایی که در کنار دیگر ابرقهرمان های مشهور دی سی چون بتمن، سوپرمن و زن شگفت انگیز، خودی نشان داده بود. فیلم مانند ماجراهای پری دریایی آغاز می شود، یک کمدی عاشقانه ای که تقریبا خوشایند و دلپذیر است. آتالانا (نیکول کیدمن) که در اینجا شباهت زیادی به داریل هانای فیلم «اسپلش» دارد، زخمی و خسته از دریا بیرون افتاده و تام کوری (تامورا موریسون) که نگهبان یک فانوس دریایی است، او را پیدا می کند. نجات آتالانا که در واقع ملکه آتلانتیس است موجب جریان پیدا کردن پیوندی عاطفی میان آنها می شود. آنها نام پسرشان را آرتور می گذارند، پسری که توانایی صحبت کردن با موجودات دریایی و انسان ها دارد. پس از مهاجرت به آتلانتیس، آرتور متوجه درگیری و نزاع قطب های مختلف خیر و شر برای در دست گرفتن قدرت در قلمروی خانوادگی اش می شود. ماجرای فیلم از این لحظه پُر می شود از ابهام و پرسش های عجیب و غریب که خط روایی اصلی اش را در «لیگ عدالت» دیده ایم؛ آرتور علاقه ای به پادشاهی و انتقام جویی ندارد (و دلیلش را هم نمی دانیم!) ولی او همواره به سرزمین خشکی می رود و برای خودش خوشگذرانی می کند. در حالی که شخصیت های منفی فیلم به معنای واقعی کلمه تلاش می کنند تا حقانیت خود برای سلطنت را با تلاش و کوشش به اثبات برسانند. البته یک شخصیت دیگری نیز به نام مِرا (امبر هرد) در فیلم وجود دارد که تمام وقت در حال تشویق آرتور برای اعمال قهرمانانه است و او را بر علیه برادر ناتنی اش (پاتریک ویلسون) می شوراند و به احتمال بسیار بقیه داستان را نیز می توانید گمانه زنی کنید.



از منظر بازیگری باید گفت که موموآ نسبت به بلاک باستر قبلی اش «کونان» بهتر است ولی همچنان غرغرو، همواره عصبی و از خودراضی به نظر می رسد، به تعبیری سالاد خوش آب و رنگی از ستاره های اکشن، کمی آرنولد، کمی ویلیس، کمی استالون و مقداری راک. عملکرد جیمز وان نیز تاثیر بسزایی در دریافت این حس ها از او دارد. وان که با ساخت آثار بزرگ و پرفروش بیگانه نیست، در اینجا زیاد به آرتور نزدیک نشده است. چه در فیلمنامه گلدریک و بیل و چه از نظر قاب بندی ها ما همواره حس دیگری و مدل خوش تیپِ درون فیلم را از کاراکتر دریافت می کنیم. در نهایت باید گفت که «آکوامن» سینما را شبیه به آکواریومی بزرگ می کند و برخی از تماشای آکواریوم لذت می برند و ترجیح می دهند غواصی نکنند. فیلم مانند همان آکواریوم خوش آب و رنگ و قابل لمس است ولی هیچ شادابی و نشاط و سرزندگی در آن وجود ندارد، به عبارت دیگر تماشاگران را شگفت زده نمی کند.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...