خودنمایی دوباره داستان های ترسناک

چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۲۰:۱۱


«از تاریکی نترس» بازسازی فیلمی تلویزیونی به همین نام در سال 1973 است. فیلمی در مورد خانه جن زده که عمده موفقیت اش را مدیون کارگردانی هوشمندانه تِروی نیکسی ست که توانسته با استفاده درست از عناصر این ژانر فضایی رعب آور در برابر چشمان تماشاگر به نماش گذارد، عناصر وحشت زایی که گویی خود را به آرامی از پرده جدا کرده و در سالن های سینما شروع به خزیدن زیر پوست تماشاگران می کنند. «از تاریکی نترس» نیازی به صحنه های غافلگیرکننده ای که باعث از جا پریدن مخاطب شود ندارد، بلکه روند داستان چنان وی را در صندلی خود فرو می برد که ترس را تا مدتی بعد از تماشای فیلم در درونش احساس می کند. با این وجود، فیلم دارای ضعف هایی نیز هست که باعث می شود نتوان آن را در رده آثار ماندگار و شاخص این ژانر قرار داد.



فیلم با صحنه ای در سال 1800 شروع می شود و بلافاصله با یک فلاش فوروارد به زمان حال می رود. در این صحنه زن و شوهر جوانی به نام های آلِکس (گای پیرس) و کیم (کتی هولمز) را می بینیم که در فرودگاه به استقبال دختر بچه ای به اسم سالی (بیلی مدیسون) رفته اند. آنها سالی را به همراه خود به به عمارت قدیمی و در حال بازسازی و مرمت شان و نیوانگلند می برند. سالی دختر آلکس از ازدواج قبلی است که احتمالا دختری ست تنها و احتمالا افسرده و بر خلاف پدرش از سکونت اجباری در این خانه هیچ روی خوشی نشان نمی دهد. او اصلا از زندگی در این خانه تاریک و قدیمی خوشش نمی آید و مدام در درونش علاوه بر ترسی ناشناخته صدایی مرموز را می شنود که او را به زیرزمین خانه فرا می خواند. او مدام در حال کشف سوراخ سُنبه های خانه جدید است تا این که یک زیرزمین و دری مخفی پیدا می کند. زیرزمین و سردابه ای که سرایدار کم حرف و منزوی (جک تامپسون) خانه به صاحبانش توصیه می کند تا مثل سابق همچنان در آن بسته باقی بماند. ولی آلکس که خس کنجکاوی اش به شدت تحریک شده آن را باز می کند و ناخواسته باعث می شود تا پای سالی به این زیرزمین و سردابه تاریک و کثیف باز شود. این زیرزمین جایی ست که پناهگاه موجوداتی مرموز است و سالی آنها را آزاد می کند که بعدها بلای جانش می شوند.



از عمده ترین نقطه ضعف «از تاریکی نترس» باید به فیلمنامه پر از حفره آن اشاره کرد.، داستانی که پر است از اتفاقات بدون دلیل و مقدمه چینی مناسب. این مساله در ژانر سینمای ترسناک چندان هم دور از انتظار نیست، چرا که بهترین فیلم های ترسناک نیز از این مشکل رنج می برند ولی به خاطر هراس انگیز بودن داستانشان مخاطب چندان متوجه آنها نمی شود؛ مثل دوربین پلاروید ارزان قیمت کیم که معلوم نیست این همه فیلم را از کجا می خرد. با وجود ارتقای کیفیت تصویری و فیلسازی و همچنین مسائل فنی نسبت نسخه تلویزیونیِ نایجل مک کیند، باز هم سازندگان فیلم بازسازی دقیق و چندان هوشمندانه ای انجام نداده اند، بازسازی که شاید تنها کار صورت گرفته در آن آوردن زمان رویدادهای داستان به زمان حال بوده باشد. از سویی دیگر داستان نسبت به دیگر فیلم های موفق ژانر وحشت روندی کندتر را دارد و مخاطب این دوره و زمانه حوصله اش از تماشای آن سر می رود. اما به هرحال تعداد لحظات غافلگیرکننده در طول فیلم به اندازه کافی بوده و مثل خیلی از فیلم های این ژانر در استفاده از این گونه صحنه ها زیادروی صورت گرفته نشده است.



مهم ترین تفاوت فیلمنامه نسبت به نسخه اصلی تغیر سن کاراکتر زن اصلی داستان است. در نسخه 1973 سالی زنی کاملا بالغ بود ولی در اینجا او تنها یک کودک است. فیلمنامه هایی که با موضوع "کودک وحشت زده" یا "کودک در معرض خطر" نوشته می شوند، به خاطر جریحه دار کردن احساسات تماشاگران خوشایند گروهی از مخاطبان نیست. ولی نمی توان منکر شد که با این کار بُعدِ هراس انگیز و ترسناک قضیه برحسته تر می شود. البته در اینجا روایت داستان از دید دختر بچه توسط گی‌یرمو دل تورو نوشته شده که کار بازنویسی مجدد فیلمنامه را بر عهده داشته. اما کار او چندان خلاقانه نیست و حرف جدیدی برای گفتن ندارد. در واقع داستان فیلم هم از جهت زاویه روایت و هم محتوا بسیار شبیه «هزار توی پن» (گی‌یرمو دل تورو - 2006) است. همچنین فیلم در به تصویر کشیدن موجودات درون زیرزمین از موجودات «گرملین» (جو دانته -1984) الگوبرداری کرده است.



بازی گای پیرس و کتی هولمز تکرار همان بازی ها و شخصیت های آشنای این گونه فیلم هاست، پدری سرد مزاج و نه چندان مهربان و نامادری که به دنبال دوستی و برفراری ارتباط با دختر آینده اش است. اما کار و اجرای بازیگر خردسالِ فیلم یک بازی واقعی و ستایش برانگیز است. بیلی مدیسونِ یازده ساله که بازی در مقابل ستاره های نام آشنای زیادی را در کارنامه دارد، بر خلاف نقش های قبلی اش کاراکتر اصلی و اول فیلم است. بازی او بسیار جذاب و تاثیرگذار است که مخاطب را به خوبی با سالی همراه می کند و همذات پنداری او را برمی انگیزد. در واقع همین مدیسونِ تنها و وحشت زده است که با قرار گرفتن در فضای رعب آور و هراس انگیزی که که حاصل تصویرسازیِ تِروی نیکسی و فیلمبرداری الیور استپلتون است که فیلم «از تاریکی نترس» را به اثری قابل قبول تبدیل کرده است.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...