در جست و جوی هویت

جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۲۳:۹

  • نویسنده : مانولا دارجیس
  • |
  • ترجمه : پیمان جوادی
  • |
  • منبع : نیویورک تایمز

شیرین و کنایه آمیز با یک پایان بُرنده و تاثیرگذار، اولین جمله ای است که می توان در مورد «یک لطف ساده» ساخته پل فیگ به میان آورد. شاهد فیلمی کمدی هستیم در مورد دوستی زنانه، که با جاه طلبی ژانر نئونوآر تلفیق شده و اثری جذاب و تماشایی به وجود آورده است. استفانی (آنا کندریک) بیوه جوانی است که در حومه شهر کانتیکات با پسر خردسالش در حال کار و زندگی است. او غرق در وظایف مادری اش شده است، در حالی که زندگی را بسیار جدی می بیند، سعی دارد با لبخند و مثبت اندیشی تمام مشکلاتش را از سر راه بردارد. بزرگ ترین معضل او تنهایی است، تک افتادگی که روز به روز بیشتر آن را حس می کند و تقریبا تنها مخاطب درد دل ها و همکلامی هایش کسی نیست جز خودش.



استفانی یک برنامه ویدئویی اینترنتی را اداره می کند و روزی در یکی از برنامه هایش اعلام می کند که تقریبا تنها دوست او امیلی (بلیک لایولی) گم شده است. این مطلب باعث باز شدن دریچه ای به گذشته می شود، جایی که در فلاش بک ها ما باید شیوه آشنایی دو زن و انسان بسیار متفاوت را کشف کنیم و از رازهای آنها سر دربیاوریم. استفانی و امیلی به واسطه پسران شان که هم مدرسه ای هستند با هم آشنا شده اند. امیلی به ظاهر زنی مستقل، خودساخته و خوش پوش است و تقریبا جهان بینی اش 180 درجه با استفانی تفاوت دارد. با این حال هر دو نظر مثبتی نسبت به یکدیگر دارند. دوستی آنها زمانی وارد مرحله جدی تری می شود که امیلی مهمانی استخری را در منزلش برای همکلاسی های پسرش ترتیب می دهد؛ مهمانی که در آن مادرهای دیگر بچه ها با یکدیگر در حال بگو و بخند، و خوش و بش هستند و امیلی درمی یابد که استفانی به سختی تلاش می کند که به جمع آنها راه یافته و به شدت تحت تاثیر محیط اطرافش است. امیلی که تقریبا هر چیزی را در زندگی اش دارد که استفانی آرزو می کند داشته باشد (یک شوهر دوست داشتنی، شغلی خوب با دستمزدی بالا، خانه ای لوکس و مجهز، ماشین اسپورت و البته زیبایی) تصمیم می گیرد به او کمک کند.



شاید این اولین اثر پل فیگ پس از «ساقدوش ها» (2011) باشد که به این اندازه مفرح و سرگرم کننده است. فیلم با جسارت و خلاقانه و سریع جهان کاریکاتوری را از زندگی زنان خانه دار آمریکایی را به تصویر می کشد و آن را متهم به آبکی و سطحی بودن، لبخندی تصنعی و پلاستیکی و انکار درونی اشخاص گرفتار شده در آن می کند. فیگ سعی کرده است تا در موضوعی که در ذات خود تلخ و تاریک است لحظات کمدی و خنده دار استخراج کند. فیلم نقطه عطف ها و گره هایی بجا و مناسب دارد و انتخاب بازیگرهایش نیز کمک شایانی به باورپذیری و پیشبرد قصه کرده است. این کاراکترها با شخصیت پردازی مناسب و کاملی که دارند پُمپ اکسیژن و جلوبرنده ی فیلم هستند. بلیک لایولی بازی کنترل شده و بسیار خوبی از خود به نمایش گذاشته است، ولی فیلم بی شک متعلق به آنا کندریک است؛ زنی به ظاهر امروزی که هویت خود را در دنیای مجازی جست و جو می کند و با زدن نقاب قربانی سعی دارد همدردی عالم و آدم را به سوی خود جلب کند.



«یک لطف ساده» دومین اثر پل فیگ پس از «من دیوید هستم» محسوب می شود که تمام و کمال در ژانر کمدی ساخته نشده است. فیلمنامه اثر را جسیکا شارز به نگارش درآورده و در حقیقت اقتباسی است از رمانی به همین نام نوشته دارسی بل. فیلم تفاوت های متعددی با رمان دارد که مشخصا این تصمیم به قصد کُند شدن تیغ بُرنده اثر در قالب فیلمی هالیوودی از سوی شارز و فیگ گرفته شده است. با این وجود «یک لطف ساده» هنوز هم دارای چند پیچش داستانی غیرقابل حدس و یک پایان بندی محکم است و در مسیر آثار محبوبی چون «دختر گمشده» (2014) و «دختری در قطار» (2016) حرکت می کند. البته باید در نظر داشت که قدرتِ بخش کمدی «یک لطف ساده» نسبت به بخش هیجانی و معمایی که قصد تصویر کشیدنش را دارد بیشتر است و فیلم مخصوصا در نیمه دوم خود (درست در جایی که رازهای امیلی یکی پس از دیگری افشا می شوند) تمرکز روایی خود را  از دست می دهد و برخی پرسش ها را بی پاسخ می گذارد، نقیصه ای که می توان آن را به خاطر عیار بالای نکات مثبت فیلم بخشید.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

جیمی فلوید هاسلبنک
  •  0
  • |
  •  0
  • |

    داستان تا اندازه ای قابل پیش بینی داره و اما در مجموع فیلم خوبیه. اگر از اون همه فیلم های بی سر و ته ابرقهرمانی خسته شدین حتما فیلم رو ببینید.

    پرنسس گیس بریده
    •  0
    • |
    •  0
    • |

      هرچند داستانش داستانش تکراری بود اما فیلم رو دوست داشتم. فیلمنامه، کارگردانی و بازی های خوبی داره.

      میلاد بهبهانی
      •  0
      • |
      •  0
      • |

        ارزش دیدن داره.