دنیای جنون آمیز نگهبانان کهکشان!

جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۷


در ماه اوت سال 2014، مارول «نگهبانان کهکشان» را روانه‌ی سینماها کرد. در آن زمان، همه به چشم یک ریسک بزرگ به این فیلم نگاه می‌کردند؛ یک ملغمه‌ی علمی‌-تخیلی و ابرقهرمانی با کاراکترهایی که کسی جز کشته‌مرده‌ها و خوره های کتاب‌های کامیک آنها را نمی‌شناخت. اما مارول بیکار ننشست و برای مشتاق‌ کردن مخاطبان و افزایش شناخت آنها نسبت به کاراکترهای مذکور، استراتژی یک‌ساله‌ی تبلیغاتی هوشمندانه‌ای را پیش گرفت. «نگهبانان کهکشان» در هفته نخست اکران حدود 100 میلیون دلار فروخت و در سراسر جهان به فروشی بالغ بر 750 میلیون دلار دست یافت. درست است که ماشین بازاریابی مارول در این فروش بالا نقش عمده‌ای داشت، ولی نباید از حضور جیمز گانِ خلاق در پشت پرده‌ی تولید این فیلم غافل شد. خلاقیت او در تازگی و لذت‌بخشی فیلم تاثیر بسزایی داشت و آن را به اثری که حتما باید دیده شود، تبدیل کرد.



و حالا سه سال پس از فیلم اول، «نگهبانان کهکشان: بخش دوم» روانه پرده سینماها شده. «نگهبانان کهکشان» دیگر ماهیتی مبهم ندارند. بلکه این روزها تبدیل به اثری درخشان در کارنامه تولیدات مارول شده به طوری که قرار است در فیلم «انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» نیز شاهد حضور کاراکترهای آن باشیم تا شاید بار دیگر رکوردهای باکس‌آفیس جابه‌جا شود. در «بخش دوم»، جیمز گان با چالشی منحصربفرد مواجه شده. اولین فیلم او اساسا با آنچه که تا آن روز مارول تولید کرده بود متفاوت بود (البته غیر از «ددپول»، که بعدا اکران شد و محصول همکاری مشترک مارول و فاکس بود)، به همین دلیل انتظارات سخت کمپانی از او به گونه‌ای بود که لحن، سبک، ریتم و زرق و برق تصویری قسمت اول را بار دیگر تکرار کند بدون این که احساس تکرار به مخاطب دست بدهد. با این حال، کارگردان دوباره همان رویه را پیش گرفته. «بخش دوم» غول آساتر و البته بهتر از بخش قبلی‌ست ولی مانند قسمت قبل از ضعف در روایت رنج می‌برد که باعث می‌شود «نگهبانان کهکشان» از رسیدن به سطحی فوق‌العاده باز بماند.



فیلم نگهبانان را با صحنه‌ی اکشن پرهیجان و بزرگی بازمعرفی می‌کند؛ یک سکانس نبرد غیرمعمول و تماشایی که از دیدگاهی جالب و تازه ارائه می‌شود. هنگامی که استار لرد یا همان پیتر کوئیل (کریس پرات)، گامورا (زویی سالدانا)، دراکس (دیو باتیستا) و راکت (با صدای برادلی کوپر) در پس‌زمینه با یک شیئ غول‌پیکر در حال پیمایش فضا نشان داده می‌شوند، گروت (با صدای وین دیزل) در پیش‌زمینه در حال رقصیدنی بداهه است. به عنوان یک تماشاگر، می‌دانیم که جنگ پدیده‌ی مهمی ست اما مسخره‌بازی‌های گروت توجه ما را به سوی خود جلب کرده و این هنر جیمز گان است که در نمایی بزرگ توجه مخاطب را به سوی یک نقطه‌ی خاص متمرکز می‌کند. همین لحظات این‌چنینی‌ست که «بخش دوم» را از تکراری بودن می‌رهاند و نشان می‌دهد که غیر از خروارها جلوه‌ی ویژه، چیز دیگری نیز در چنته دارد.

گروه نگهبانان، یکدیگر را به چشم خانواده می‌بینند نه همکار یا دوست. خانواده‌ای که گرچه شاید به این آسانی‌ها از هم نپاشد ولی اعضای آن، آنچنان هم رابطه‌ی سفت و سختی با هم ندارند. «بخش دوم» درباره‌ی خانواده‌های دیگر هم هست. استار لرد با پدر واقعی خود، اِگو (کورت راسل)، که در اصل سیاره‌ای در قامت یک انسان است مواجه می‌شود. همچنین کشمکشی میان گامورا و خواهرش نِبیولا (کارن گیلان) نیز در طول داستان مطرح می‌شود و یوندو (مایکل روکر) که از رفتارش با پسرخوانده‌ی خود، استار لرد، پشیمان است. بعضی از این موارد دراماتیک در طول داستان کارایی دارد و بعضی دیگر نه اما حداقل نشان می‌دهد که فیلم در تلاش است در کنار این زرق و برق و جلوه‌های ویژه، حرف‌هایی برای گفتن داشته باشد.



در این راستا، گان به لحاظ لحن رویکردی بی‌محابا داشته، به گونه‌ای که دیالوگ‌های موجود بعضا دارای دوپهلویی‌هایی ست که ممکن است والدین دوست نداشته باشند فرزندشان آنها را بشنود. اجزای داستان همانند «ددپول» سبک و هجوگونه نیست، ولی تنها فیلم مارول است که تا حد ممکن به این دو مشخصه قرابت دارد: 1) یک فیلم با عنوان کمدی 2) درجه بندی سنی بالای 17 سال. همان گونه که گفتم این مشخصه‌ها را ندارد، اما تا حد امکان نزدیک است. با این حال، «بخش دوم» همچنان بامزه و عامه‌پسند است. از نکات جالب توجه فیلم، می‌توان به حضور کوتاه استن لی در اولین عرض اندام قابل توجه «نگهبانان» روی پرده سینما اشاره کرد (توجه: حین پخش تیتراژ و در پایان آن، پنج صحنه وجود دارد که هیچ‌کدام برای فهم داستان ضروری نیستند ولی خُب «نگهبانان کهکشان» نشان داده برای هوادارانش سنگ تمام می‌گذارد).



با وجود این که محور داستان اصلی حول ارتباط دوباره‌ی پیتر کوئیل با پدرش می‌چرخد (و دانستن این که پدر آن‌گونه که در ابتدا به نظر می‌رسد صمیمی و مهربان نیست)، خرده‌پیرنگ‌های زیادی بسط داده می‌شوند که یکی از آنها مربوط به سیلوستر استالون است. این خرده‌پیرنگ‌ها بیشتر بهانه‌ای برای ساخت فیلم‌های بعدی به نظر می‌رسند تا برای سر و شکل بخشیدن به داستان این قسمت. عمده هدف «بخش دوم» تحکیم بخشیدن به روابط مطرح شده در قسمت اول و اضافه‌شدن اعضای جدید به گروه می‌باشد. دو فیلم اول این مجموعه، خلا داستانیِ پس از فصل آغازین را تا حدی پوشش می‌دهند.

در حال حاضر نمی‌توانم درباره‌ی کیفیت نسخه سه‌ بُعدی این فیلم نظری بدهم، ولی مطمئنا فیلم از لحاظ بصری گیرا و بسیار جذاب است. تصاویر CGI که گاه خودنمایانه و گاه زیرکانه به کار برده شده‌اند، به وفور یافت می‌شود. به ندرت می‌توان صحنه‌ای یافت که دستکاری کامپیوتری نشده باشد. بار دیگر تصمیم گرفته شده تا موسیقی متن شامل ترانه‌های پاپ و راک دهه‌ی 70 همانند ترانه‌ی "برندی" از گروه «Looking Glass» و ترانه‌ی "زنجیر" از گروه «Fleetwood Mac» باشد.



گروه بازیگران فیلم همگی در فرم خوبی به سر می‌برند. کریس پرات و زویی سالدانا با وجود این که زمان زیادی از دیدار ما با آنها در این نقش می‌گذرد، دوباره به قالب کاراکترهای خود فرو رفته‌اند. شیمی و رابطه کُند میان آنها (که استار لرد آن را به رابطه‌ی سام و دایان در سریال «به سلامتی» تشبیه می‌کند) شاهدی بر این ادعاست که با خویشتن‌داری کافی هر دو شخصیت پیش می‌رود. دیو باتیستا در این بخش فرصتی یافته تا اندکی جنبه‌های انسانی به کاراکتر خود ببخشد تا از موجودی که صرفا به در و دیوار مشت می‌زند، کمی فراتر رود. کورت راسل از دوست‌داشتنی‌بودن ذاتی خود برای گسترش کاراکترهایی که ایفا می‌کند بهره می‌برد، به گونه‌ای که حتی انتظارش را نداریم.

همانند «نگهبانان کهکشان»، پایان این فیلم نیز چندان قابل بحث و اشاره نیست. البته با توجه به ذات کامیک بودن داستان و روایت فیلم، این مسئله قابل توجیه است. سابقه‌ی کمپانی مارول مؤید این نکته است که ضدقهرمان‌های آن همواره به شیوه‌ای احمقانه و غیرمتقاعدکننده ظهور یافته‌اند که «نگهبانان کهکشان: بخش دوم» نیز این قاعده مستثنا نیست. با این حال، مسلما تماشاگران با فرض فیلمنامه‌ای بی‌عیب و نقص به تماشای این فیلم نمی‌روند. بهتر است شما هم خودتان را با خوردن ذرت بوداده سرگرم کنید!



«نگهبانان کهکشان: بخش دوم» تجربه‌ای‌ست مشابه با قسمت قبلی با این تفاوت که تقریبا هر چیزی دارد. امتیاز خوب این دنباله در تجدید میثاق تماشاگران با کاراکترهای آشنایی‌ست که کارهای آشنایی انجام می‌دهند. ایراد آن بالا رفتن انتظارات از عوامل فیلم است که شاید در محدوده توانایی‌هایشان نباشد. البته جیمز گان نشان داده که ابایی از انجام کارهای سخت ندارد. ظاهرا اوضاع برای ابرقهرمان‌های مارول به گونه‌ای پیش می‌رود که باید برای دیده شدن در فیلمی چون «جنگ ابدیت» حضور داشته باشند ولی فعلا این مرض، به جان این گروه ناهمگونِ جدا از جریان اصلی نیفتاده و آنها در مسیری مستقل پیش می‌روند.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

ناصر علیزاده
  •  1
  • |
  •  11
  • |

    قسمت اول قشنگ تر بود. این راسوئه راکت خیلی خوبه. ما که باز هم عاشق راکت شدیم.

    پرنسس گیس بریده
    •  1
    • |
    •  12
    • |

      فرق زیادی با قسمت اولش نداشت فقط کمی شلوغ پلوغ تر بود.