در ستایش قهرمانان میهن پرست

چهارشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۲۳:۸


"قابل فهم" معمولا کلمه‌ای نیست که برای توصیف یکی از آثار تولید شده توسط جری بروکهایمر به کار می‌بریم اما در کمال تعجب، «12 نیرومند» دقیقاًذهن ما را به سوی همین کلمه سوق می دهد. البته به هیچ وجه نباید این‌گونه برداشت کرد که فیلم به نوع ممکن محدود شده است. این فیلم در بیان داستان واقعی قهرمانی افرادی در برابر سختی‌های مختلف بسیار هیجان‌انگیز ظاهر شده است و میزان احساسات وطن پرستی و شکوه آن برابر با یکدیگر اند. داستان «12 نیرومند» که کمی بعد از حوادث 11 سپتامبر روی می‌دهد با صحنه‌های جنگی متعدد، لحظاتی پر از زد و خورد و شلیک گلوله های بسیار همراه شده است. تاثیری که این فیلم بر شما گذاشته و جمع شده است، در نهایت تخلیه می‌شود؛ هنگامی که شما از سالن سینما خارج شوید، این حس را خواهید که شما هم به میدان جنگ رفته بودید و برای کسانی که به اندازه کافی شجاعت داشته اند که این کار را خودشان بکنند احترام بیشتری قائل خواهید بود.



اما کارگردان دانمارکی نیکولای فولسیگ که این فیلم اولین کار سینمایی او محسوب می‌شود، از تجربه سابق خود به عنوان یک فوتوژورنالیست استفاده کرده است تا حس واقعی‌تری به جای احساسات سطحی و زودگذر به این اثر تزریق کند. طراحی صدای پر جنب و جوش اثر نیز تاثیر زیادی در غرق شدن ما در این عنوان دارد، در کنار آن باید به موسیقی کار که همواره تنش در آن را افزایش می‌دهد نیز اشاره کنیم.

اگر از منظر تکنیکی بخواهیم به این اثر نگاه کنیم باید بگوییم که با فیلم محکم و قوی‌ای رو‌به‌رو هستیم. البته فیلم می‌توانست روایت قوی‌تری داشته باشد. «12 نیرومند» را تد تالی (نویسنده «سکوت بره‌ها») و پیتر کریگ (نویسنده «شهر») که خورد اقتباسی از کتاب «سواره نظام؛ داستان باورنکردنی یک گروه از سربازان آمریکایی و پیروزی‌شان در افغانستان» است نوشته شده است. «12 نیرومند» کمی طولانی و تکراری به نظر می‌رسد و ترکیب حیرت‌آور بازیگران فیلم تنها می‌تواند شخصیت‌های کم پرداخت آنها را کمی بهتر بکند.



کریس همزورث گل سرسبد گروه بازیگران فیلم است. او نقش کاپیتان میچ نلسون را ایفا می کند که رهبری گروهی 12 نفره از کماندوهای آمریکایی را بر عهده دارد. این کماندوها اولین گروه از نیروهای آمریکایی هستند که بعد از رویداد 11 سپتامبر وارد خاک افغانستان شده اند. در میان افراد او می‌توان به نیروهای قدیمی‌تر و باتجربه‌تری مثل هال اسپنسر (مایکل شانون)، سام دیلر (مایکل پنیا) و بن میلو (ستاره فیلم «مهتاب» یعنی تروانت رودز) اشاره کرد. آنها دستورات خود را از سرهنگ مالهالند (ویلیام فیکنر) و سرهنگ باوِرز (راب ریگِل) دریافت می‌کنند.

ماموریت آنها نفوذ از سمت مرز شمالی افغانستان از سمت ازبکستان به داخل این کشور است، آن هم با کمک ژنرال ازبک یعنی دوستوم (نوید نگهبان) که دلایل خود برای مقابله با طالبان را دارد. به کمک ژنرال دوستوم و نیروهای تحت فرمان او، نلسون باید شهر مزارشریف را به عنوان یکی از پایگاه‌های مهم طالبان تسخیر کند. اما علی‌رغم تمرین‌های سخت و طاقت‌فرسا و همچنین شجاعت بی‌نظیرشان، نیروهای آمریکایی درک نمی‌کنند که باید این زمین بایر و خشک را - که برای سالیان دراز امپراطوری‌های مختلفی را زمینگیر کرده است - با اسب طی کنند. و این کار را نیز باید در کمتر از 3 هفته که تا شروع زمستان و سرما باقی مانده است انجام بدهند.



داستان شگفت‌انگیز و در عین حال مضحکی است؛ سربازانی تنومند با لوازم و سلاح‌هایی بسیار سطح بالا و پیشرفته، بر پشت اسب‌ها سواری می‌کنند و با تانک‌های بسیار بزرگ و ادوات جنگی مختلف روبه‌رو می‌شوند. کارگردان این لحظات را به صورت بی‌وقفه و پایدار به تصویر کشیده است. او از قراردادهای رایج پیروی می‌کند اما در برخی موارد و به ویژه در مواجهه با شخصیت همزورث خلاقیت‌های جالبی دارد.



یکی از موارد جذابی که به فیلم عمق می‌دهد، این مسئله است که چگونه همه نلسون را دست‌کم می‌گیرند که معمولا چیزی نیست که از شخصیتی که توسط کریس همزورث بازی شده باشد انتظار دارید. در اینجا، او بسیار جوان و خوش قیافه است. او تجربه بسیار کمی دارد و به صورت مداوم باید خود را به دیگران ثابت کند. بخصوص هنگامی که در رابطه‌ی هر لحظه پیچیده‌تر شونده‌ی او و ژنرال دوستوم که بسیار انسان باهوشی است تمرکز می‌کنیم. نوید نگهبان بازیگر توانایی است و توانسته عمق خاصی به شخصیتدوستوم بدهد.

به صورت طبیعی، همزورث توانایی فیزیکی و جسمانی شخصیت فیلم را دارد - هر چه نباشد درباره‌ی خدای آزگارد، ثور، صحبت می‌کنیم - اما او هیچ وقت به خاطر توانایی بازیگری خود تقدیر نمی‌شود، چه در فیلم‌های درام و چه در فیلم‌های کمدی. رابطه ی جالبی بین شخصیت او و شخصیت‌های پنیا و شانون برقرار است. اما علی‌رغم یک خرده پیرنگ کوچک درباره شخصیت رودز، دیگر اعضای گروه هیچوقت برای ما اهمیت پیدا نمی کنند و صرفاً در حد ایده باقی می‌مانند.



به طور مشابهی، خودِ فیلم نیز هیچ علاقه‌ای ندارد که به داخل جزئیات حضور نظامی ایالات متحده در افغانستان ورود کند. اگرچه این مسئله هدف اصلی فیلم نیست و حضور شما در سالن سینما هم برای فهمیدن این مهم نیست. شما به سینما می‌روید که هر چند برای مدت کوتاهی، درباره انسان‌هایی که بزرگ بودند احساس خوبی پیدا کنید.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

کوشا خندان
  •  0
  • |
  •  1
  • |

    فیلم به لحاظ اکشن خیلی خوبه اما ای کاش این همه به افغانی ها توهین نکرده بود و اونها رو یک مشت وحشی بی فرهنگ نشون نداده بود.

    ناصر علیزاده
    •  0
    • |
    •  0
    • |

      من فیلم های جنگی رو خیلی دوست دارم. این فیلم هم خوب بود ولی کماندوهای این فیلم شباهتی با کماندهای واقعی نداشتن.