من را شجاعتی ست که درباره خود سخن بگویم

جمعه ۲۴ فروردین ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۴


مینای «رگ خواب» درگیر همان عشق سودایی و مالیخولیایی است که «آدل ه» (1975) در فیلم فرانسوا تروفو به آن مبتلا بود و از این روست که هر دو سرانجام شان به انزوا و جنون و نیستی کشیده می شود و از خلال یک عشق خودویرانگر شخصیتی وارسته می یابند که از بند تعلق و نیاز و وابستگی به دیگری رها می شوند. اینجا هم مینا همچون آدلِ دلخسته به جای دیالوگ با محبوب جفاکار، به مونولوگ های هذیان وار خود در تنهایی اش پناه می برد و به میانجی همین واگویه های شخصی است که معلوم می شود این رابطه یک سویه فرجامی نخواهد داشت.



مینا برای بازسازی و ترمیم خود به عنوان موجودی وانهاده و تحقیر شده به شکل فریبکارانه ای کامران را برای خودش باشکوه و ستودنی و دست نیافتنی جلوه می دهد تا با یکی شدن و آمیزش با نمونه کامل و مطلوب خودساخته اش هستی خویش را از نقص ها و ناتوانی هایش رها سازد و برای خود ارزش و والایی بیابد و در جایگاه زنی شایسته و سزاوار دوست داشتن قرار بگیرد. بعد از این که هاله رویایی پیرامون کامران فرو می ریزد و بی وفایی یار عیان می شود، زن جسم و روحی را که به مرد تفویض کرده و حالا به شکل خفت بار رها شده است، مورد آزار و شکنجه قرار می دهد و به نابودی بی رحمانه اش مشغول می شود. سماجتی که مینا در روند اهانت به خود در پیش می گیرد و با افراط شخصیت خویش را تحقیر می کند، تلاش خودویرانگرانه او را در جهت بازپس گیری وجود مطرودش را می نمایاند.



در واقع او در همان حالی که خود را در منجلاب بدبختی و فلاکت غرق می کند، در تلاش برای نجات و رهایی از ابتذال و حقارتی است که از سر گذرانده است. وقتی با چهره ای از ریخت افتاده، موهای به هم ریخته و لباس های کثیف و دندان شکسته در رستوران چشم در چشم مرد برازنده و پرستیدنی اش می دوزد و به نظرش موجود رقت انگیز و قابل ترحمی می آید که لیاقت این همه شیدایی و سرسپردگی او را ندارد، شمایل عاشق پاکباخته ای را از خود به جا می گذارد که به بی نیازی از معشوق رسیده و حالا مفهوم عشق با آن ذات دست نیافتنی اش است که او را به دنبال خود می کشاند.



فیلم بیش از آن که بخواهد همچون آثار مرتبط به بحران های زن تنها در جامعه مورد تحلیل قرار بگیرد، خود را به تبار آثاری با رویکرد نمایش مواهب معنوی عشق رمانتیک وصل می کند که از دل رنج و تحقیر و تباهی خودخواسته راهی به عشق ورزیدن به خویش در اوج تنهایی و بی تعلقی می گشایند و زن را در جایگاه فردی خودبازیافته نشان می دهند که دیگر ارزش و اعتبار و تعالی او در میزان مقبولیت و محبوبیت او توسط یک مرد به دست نمی آید و از این جهت فیلم با وجود ظاهر ضد زنانه اش تصویر تثبیت شده از زنی که گویی فقط در جایگاه یک معشوق و پیشکش خود به مرد به اوج کمال و رشد خود دست می یابد، زیر سوال می برد و برای او هویتی مستقل و خودبسنده قائل می شود که عشق به خود را در الویت قرار می دهد...

منبع : فیلم نگاه
  • نزهت بادی
  • |
  • جمعه ۲۴ فروردین ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۲۶
  • |
  • ۰
  • |
  • ۱۴۱
  • |
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...