نوح در دوران طفولیت شاهد قتل پدرش به دست پادشاهی جوان به نام "توبال کین" است، مردی که قصد تصاحب سرزمین "لامک"، پدر نوح را دارد. سالها بعد، نوح مشغول زندگی با همسرش، نعیمه و 3 پسر خود: سام، حام، و ژاپت است. نوح وقتی شاهد رشد فوری یک گل از زمین، و همزمان دچار کابوس های مکرر می شود، تصمیم می گیرد که بار سفر را بسته و با خانواده اش به دیدار پدربزرگ خود، متوشالح برود. در بین راهشان، به چند تن که تازه به قتل رسیده اند برمی خورند. تنها بازمانده را، که دختری به نام ایلا است، و به شدت در جنگ مجروح شده (به طوری که صدمات وارده او را نازا کرده) به فرزندی قبول می کنند. مردانی از دار و دسته توبال کین دنبال نوح و خانواده اش به قصد اسیر کردنشان می افتند، ولی نوح و خانواده اش به فرشتگانی به نام "واچرز" پناه می برند. پرورگار متعال، واچرز را مجبور کرده است - برای تنبیه کردن آنها به خاطر سرپیچی کردن از دستورهایش و همچنین بخاطر کمک به انسان هایی که از باغ عدن رانده شده بوده اند - تا در زمین به شکل سنگ های غول پیکر باقی بمانند. این انسان ها تلاش کرده بودند که واچرها را به بردگی گرفته و آنها را به قتل برسانند، ولی متوشالح به آنها کمک می کند که فرار کنند و در نتیجه با آنها دوست می شود. نوح یک تخم گیاه بهشتی را که توسط متوشالح دریافت کرده در زمین می کارد، و در عرض چند ثانیه یک جنگل عظیم از این تخم به وجود می آید. نوح اعلام می کند که تمام چوب های این جنگل برای ساختن یک کشتی به کار خواهد رفت، و نوح همراه با خانواده اش و واچرها کار ساخت و ساز را شروع می کنند. هشت سال بعد، وقتی کشتی تقریبا کامل شده، حیوانات شروع به آمدن به کشتی می کنند، و تمامی آنها به وسیله معجونی که نوح درست کرده به خواب فرو می روند. نوح به قصد یافتن همسر برای پسرانش، به یک شهر در همان نزدیکی می رود، و متوجه می شود که در آنجا کمبود غذا و قحطی به وجود آمده، و مردم، با رهبری توبال کین، وحشی و آدمخوار شده اند. او قانع می شود که خداوند می خواهد که بشریت ازبین برود و در نتیجه از پیدا کردن همسر برای پسرانش صرف نظر می کند. در همان زمان، متوشالح با وردهای جادویی خود ایلا را شفا می دهد و او بار دیگر می تواند بارور شود. حام تصمیم می گیرد خودش دنبال همسر برود و یک دختر جوان و وحشت زده ای را به نام نائل پیدا می کند. در حالی که باران سیل آسا شروع به باریدن کرده، نائل راضی می شود که با حام به کشتی برود، ولی در حال رفتن به کشتی، نائل در یک تله حیوان گرفتار می شود، دقیقا همان زمانی که دار و دسته توبال کین به کشتی حمله می کنند. نوح حام را وادار می کند که جان خود را نجات داده و فکر نجات نائل نباشد. تمام خانواده نوح به کشتی می روند به جز متوشالح که تصمیم می گیرد در سیل جان خود را از دست بدهد. در این جنجال، توبال کین موفق به ورود به کشتی می شود. حام او را پیدا می کند، و به دلیل خشمی که نسبت به پدرش برای مرگ نائل دارد با توبال کین دوست می شود. اتفاقاتی که از این به بعد رُخ می دهد غیرقابل پیش بینی و شگفت انگیز است....
اطلاعات بیشتر
- بودجه :
- $125,000,000
- /
- فروش :
- $100,051,121 (آمریکا)، $339,051,121 (فروش جهانی)
- شرکت تولید کننده :
- Paramount Pictures, Regency Enterprises, Protozoa Pictures
- /
- شرکت پخش کننده :
- Paramount Pictures
- /
- مکان فیلم برداری :
- سودورنس، وستورلاند (ایسلند)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
تدوین
جلوه های ویژه
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
چهره پردازی
بازیگر
راسل کرو
نوحجنیفر کانلی
نعیمه / همسر نوحآنتونی هاپکینز
متوشالحاما واتسون
ایلا / همسر سامتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...