نازنین که به تازگی در رشته پزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شده، موفق به گرفتن خوابگاه دانشجویی نمی شود. او با واسطه همکلاسی اش با بهرنگ آشنا می شود که در یک دفتر املاک کار می کند. بهرنگ او را به سحر معرفی می کند که در یک عطرفروشی کار می کند. سحر که خانه ای را به تنهایی اجاره کرده، با نازنین شریک می شود. خیلی زود معلوم می شود که چند دختر و پسر، از جمله بهرنگ و فرید و منصور به خانه سحر رفت و آمد می کنند، خودشان کلید دارند و شب ها دسته جمعی آنجا مهمانی می گیرند. سحر اصرار دارد که نازنین هم در جمع آنها حاضر باشد. او همزمان می کوشد با تدریس خصوصی پول دربیاورد و صبح ها هم باید در کلاس های دانشگاه حاضر باشد، با چنین شرایطی بیگانه است. سرانجام چنین اوضاعی برای نازنین غیرقابل تحمل می شود و سحر با او درگیر می شود و نازنین با چشم گریان از آنجا می رود.، اما با عذرخواهی و اصرار سحر، دوباره برمی گردد. همان شب همه به رستوران دربند می روند و صاحب کارِ سحر، حمید هم به جمع آنها می پیوندد. باز هم همه مشغول شوخی و بذله گویی هستند،؟ اما سحر بر خلاف همیشه حال و روزِ خوشی ندارد و دچار خونریزی ست. نازنین با مهربانی با او برخورد می کند و می کوشد از یکی از استادان بیماری های زنان برای او وقت بگیرد. در همین احوال است که با به اجرا گذاشته شدن چک های سحر که در اختیار فردی به نام زارعی ست، او به زندان می افتد. نازنین به تکاپو می افتد تا به هر شکل ممکن او را آزاد کند اما هیچکدام از دوستان، معاشران و صاحب کارش حاضر به کمک نیستند. در نهایت، نازنین به آقای زارعی سفته می دهد و سحر آزاد می شود و قول می دهد تا به زودی سفته ها را آزاد کند. سحر اعتراف می کند که خونریزی اش به علت سقط جنین بوده که از زارعی باردار شده شده بود. نازنین که ترسیده، اصرار می کند که سحر، سفته های او را زودتر پس بگیرد. اما سحر که ویزاش آماده شده، او را رها می کند و عازم هلند می شود. نازنین کاملا تنها می ماند و آدم های زارعی هم مدام مزاحم او می شوند تا سفته ها را نقد کند. یک شب فرید که معلوم می شود پسر زارعی ست، همه مدارک پدرش، از جمله سفته ها را بر می دارد و فرار می کند. او سراغ نازنین می آید و اصرار دارد نظر او را به خود جلب کند. از طرفی پدرش هم در تعقیب آنهاست. فرید سفته ها را پاره می کند و نازنین پیاده می شود. کمی بعد فرید طی تصادفی کشته می شود. در ادامه، نازنین را با چادرِ زندان در برابر بازپرس می بینیم که درباره سفته ها توضیح می دهد و سپس آزاد می شود. در آخرین نمای فیلم، او سرزده به پاساژ محل کار زارعی می رود.
اطلاعات بیشتر
- بودجه :
- /
- فروش :
- 960,000,000 تومان (تهران)
- شرکت تولید کننده :
- موسسه درخشان آفتاب علمتاب، بنیاد سینمایی فارابی
- /
- شرکت پخش کننده :
- فیلمیران
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
پگاه آهنگرانی
سحرنازنین بیاتی
نازنیناحمد مهران فر
حمید / صاحب کار سحرتهیه کننده
| جشنواره فیلم فجر | ||
| سال | هنرمند | نتیجه |
|---|---|---|
| 1391 | پرویز شهبازی سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی | برنده |
| پگاه آهنگرانی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن | برنده | |
| هومن بهمنش سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری | برنده | |
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...