مهران به همراه همسر جوانش غزل برای انتقال و استقرار تختخواب و بعضی از وسایل مردی محتضر، به خانه ای بسیار بزرگ، متروک و نیمه ویران می آیند. ورود آنها به این خانه خاطره ای از گذشته را برایشان زنده می کند. از حرف های مهران و رفتار غزل این گونه فهمیده می شود که در گذشته ای نه چندان دور، تصادف وحشتناکی رُخ داده که در جریانِ آن همه اعضای خانواده غزل مرده اند. پس از آن غزل با یک روانکاو در ارتباط بوده و مهران به شدت مخالف این رفت و آمد است. او معتقد است که این روانکاو افکار غلط و مخربی را در ذهن او جای می دهد. غزل که نوز از شوک حادثه بیرون نیامده، رفتاری ابهام آمیز و مشکوک دارد و مهران سعی دارد تا او را به زندگی عادی برگرداند. همان شب حمید و سارا که به تازگی عروسی شان را جشن گرفته اند برای پس دادن اتوموبیل مهران به خانه آنها می آیند. حمید به مهران خبر می دهد که در راه بازگشت با ماشین او متورسواری را زیر گرفته و هر آن ممکن است پلیس برای دستگیری اش سر برسد. در ادامه حمید گفته های خودش را منکر می شود و به مهران اطمینان می دهد که همه ی آنچه که گفته تنها بر اثر بیماری بوده، اما از فردای همان روز متواری می شود و همه مسئولیت پرداخت دیه به گردن مهران می افتد و ناتوانی او در تامین مبلغ مورد نیاز، منجر به زندانی شدنش می شود. او پس از آزادی به رفتار غزل شک می کند و این شک باعث می شود به ماجرای تصادف خانوادگی هم به دیده ی شک و تردید بنگرد، چرا که به یاد می آورد در روز حادثه دست برادر غزل شکسته بوده و بر خلاف ادعاهای غزل او نمی توانسته پشت فرمان نشسته باشد. مهران در آخرین لحظه ها دچار این تردید می شود که شاید خودِ غزل پشت فرمان بوده و عمدا اتوموبیل را به ته دره فرستاده؛ به قول خودش برای آنکه یک لحظه ی زیبا را برای همیشه زیبا نگه دارد. آیا واقعیت همان چیزی است که به نظر می آید؟
اطلاعات بیشتر
- بودجه :
- /
- فروش :
- 253,000,000 میلیون تومان (تهران)
- شرکت پخش کننده :
- فیلمیران
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
ترانه علیدوستی
غزلصابر ابر
مهرانتهیه کننده
| جشنواره فیلم فجر | ||
| سال | هنرمند | نتیجه |
|---|---|---|
| 1391 | بهرام دهقانی سیمرغ بلورین بهترین تدوین | برنده |
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...