قصه ها

1390

Tales

Ghesse-ha
8.23 ۳۱ کاربر
امتیاز سایت :
3.5 از 5 - خیلی خوب
  • 1394/02/16
  • .
  • رتبه بندی نشده است
  • .
  •  86 (دقیقه)

1) عباس، راننده تاکسی، بعد از آن که سرگذشتش را درباره ی چگونگی برداشتن پول فروش خانه و فرارش از دست قاچاقچی ها و پلیس برای مسافر مستندسازش تعریف می کند، زنی خیابانی با فرزند بیمارش را سوار می کند. عباس در بین مسیر متوجه می شود که زن روسپی، دختر همسایه خانه ی قدیمی شان، معصومه است که سالها قبل از خانه شان به دلیل کتک های وحشیانه ی برادر معتادش گریخته بود. عباس تاکسی را برای خرید دارو و اسباب بازی برای بچه ی کوچک مدتی ترک می کند و در بازگشت می بیند که معصومه رفته است. او ماجرای وضعیت معصومه را، هنگام بازگشت به خانه، برای مادرش طوبا تعریف می کند.
2) طوبا در اداره ای برای نوشتن عریضه ای، از حلیمی، کارمند بازنشسته ای که برای مشکلات بیمه به این اداره مراجعه کرده است، کمک می خواهد. حلیمی هنگام نوشتن نامه ی او، متوجه می شود کارمندی که کارش مربوط به او است مقابل اتاقش ایستاده است؛ از فرصت استفاده می کند و وارد اتاق او می شود و شرح حالش را از روی پرونده اش برای او می خواند. کارمند حواسش به او نیست و گاه با تلفن همراهش با همسر یا معشوقه اش حرف می زند و گاه به امضای نامه های انبوه کارتابلش مشغول می شود. حلیمی به رفتار توهین آمیز او اعتراض می کند و کارمند از حراست اداره می خواهد حلیمی را به دلیل ایجاد اغتشاش از ساختمان اداره اخراج کنند.
3) حلیمی در مترو از صحبت های مشکوک دختر و پسر جوانی عصبانی می شود و مترو را ترک می کند. صحبت دختر و پسر درباره ی طراحی نقشه ای جهت تلکه کردن پدرشان است که به تازگی تجدید فراش کرده است. کنار آنها در مترو، پزشک یک درمانگاه ترک اعتیاد ایستاده است.
4) پزشک از مترو خارج می شود و به درمانگاه می رود و آنجا پیام تلفنی پیرزن روستایی، گیلانه را می شنود که درباره ی حال وخیم پسر جانبازش صحبت می کند. سارا از مددکاران درمانگاه، بیماری را نزد او می آورد و خود همراه با گروهی دیگر از بیماران راهی بیمارستان می شود. مرد معتادی به درمانگاه مراجعه می کند و با پرخاشگری اصرار می کند همسرش نرگس را که در درمانگاه کار می کند، باید به خانه برگردانند. نرگس از ترس مرد ابتدا پنهان می شود اما بعد صورتش را به خاطر ریختن آب جوش توسط مرد از ریخت افتاده است نشان او می دهد. مرد همچنان التماس می کند که نرگس برگردد.
5) نرگس از یک مرکز قرض الحسنه، تقاضای وام کارآفرینی می کند و می رود. به دنبال او، طوبا هم برای تهیه ی مبلغ وثیقه ی آزادی پسرش که به جرم سیاسی در حبس است، درخواست وام می کند و سپس خود را به سرعت به مینی بوس همکارانش می رساند که قصد رفتن نزد مسئولان کارخانه برای صحبت درباره ی حقوق معوقه شان و وضعیت بلاتکلیف کاری شان را دارند. در بین مسیر، کارگرها مقابل دوربین مرد مستندساز درددل می کنند. هنگام رسیدن، حراست از ورود کارگرها جلوگیری می کند و رضا کارگرری را که بیش از همه اصرار در صحبت با مسئولان دارد به اتهام اغتشاش بازداشت می کند و دوربین مستندساز را هم ضبط می کند.
6) رضا که حالا بیکار شده است، در منزل مشغول تهیه ی غذا است که مردی متشخص، نامه ای را برای رساندن به دست همسرش، نوبر کُردانی به او می سپارد. هنگام بازگش نوبر به منزل از سر کار، رضا با عصبانیت می پرسد که با چه کسی پنهانی نامه نگاری داشته است. نوبر ضمن رد این اتهام، نامه را به اصرار رضا می خواند  و می فهمد که نامه از جانب رسول، همسر قبلی اش، است که از مدت ها قبل در خارج سکونت دارد. با خواندن ادامه نامه توسط پسر رضا، معلوم می شود که رسول در آستانه ی بیماری ای مرگبار، خانه ای را در تهران به نام نوبر ثبت کرده است تا دِین خود را به او ادا کرده باشد. رضا و نوبر در میانه ی احساساتی متناقض، در خود فرو می روند.
7) نوبر که پرستار است، دختر معتاد بدحالی را از بیمارستان به سارا می سپارد تا به درمانگاه معتادان برگرداند. سارا همراه با حامد، راننده ی یک تاکسی ون که گاهی برای درمانگاه کار می کند، دختر را سوار می کنند و عازم می شوند. در طول مسیر، حامد به سارا اصرار می کند که دست از این همه فداکاری و وقف کردنش برای آسیب دیدگان بردارد و فکرهای اساسی برای زندگی خودش کند. سارا هم متقابلا، وضعیت حامد را به عنوان دانشجوی ستاره دار بیکاری که با وجود داشتن تحصیلات بالا به رانندگی می پردازد به رویش می آورد. حامد به طور تلویحی تمایل خود را برای ازدواج با سارا مطرح می کند، اما سارا جواب رد می دهد. حامد با طرح این که می داند سارا مبتلا به ایدز است و با علم به این موضوع خاهان ازدواج با او است، او را در بهت و سکوت و غافلگیری فرو می برد.
8) مستندساز روی پلی مُشرِف به بلندای تهران، در مکالمه ای تلفنی، از برگرداندن دروبین ضبط شده اش حرف می زند و این که: "هیچ فیلمی هیچوقت توی هیچ کمدی نمونده، بالاخره دیده میشه؛ چه ما باشیم، چه نباشیم."


اطلاعات بیشتر


  • بودجه :
  • /
  • فروش :
  • 897,440,000 تومان (تهران)

  • شرکت پخش کننده :
  • فیلمیران
  • /
  • مکان فیلم برداری :
  • تهران (ایران)

کارگردان
نویسنده فیلمنامه
فرید مصطفوی
فرید مصطفوی
مدیر فیلمبرداری
کوهیار کلاری
کوهیار کلاری
موسیقی متن
- - - - - -
- - - - - -
تدوین
سپیده عبدالوهاب
سپیده عبدالوهاب
صدابرداری
یدالله نجفی
یدالله نجفی
صداگذاری
امیرحسین قاسمی
امیرحسین قاسمی
طراحی صحنه
امیر اثباتی
امیر اثباتی
طراح لباس
امیر اثباتی
امیر اثباتی
چهره پردازی
مهرداد میرکیانی
مهرداد میرکیانی
بازیگر
فاطمه معتمدآریا
فاطمه معتمدآریا
نوبر کُردانی
گلاب آدینه
گلاب آدینه
طوبا / مادر عباس
نگار جواهریان
نگار جواهریان
دختر داخل مترو
شاهرخ فروتنیان
شاهرخ فروتنیان
پزشک
عاطفه رضوی
عاطفه رضوی
نرگس
حبیب رضایی
حبیب رضایی
مستندساز
ریما رامین فر
ریما رامین فر
صابر ابر
صابر ابر
شوهر نرگس
بابک حمیدیان
بابک حمیدیان
پسر داخل مترو
مهراوه شریفی نیا
مهراوه شریفی نیا
معصومه
حسین معجونی
حسین معجونی
کارمند
تهیه کننده
جشنواره بین المللی فیلم ونیز
سال هنرمند نتیجه
2014 رخشان بنی اعتماد شیر طلایی بهترین فیلم نامزد
رخشان بنی اعتماد بهترین فیلمنامه برنده
فرید مصطفوی بهترین فیلمنامه برنده
لکه ای از نور روی چادر سایه
لکه ای از نور روی چادر سایه
۱۳۹۵/۱۰/۱۵ ساعت ۱۹:۳۱
شهرزاد
شهرزاد
۱۳۹۵/۱۰/۱۵ ساعت ۱۹:۱

برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...