اعضای یک گروه آماتور برای اجرای نمایشی در خارج از کشور آماده می شوندو قرار است فردا به سفر بروند. امیر کارگردان و سرپرست گروه است که با پریسا رابطه عاطفی دارد. نقص اصلی نمایش را شهرزاد بر عهده دارد و لادن و بردیا هم با او همبازی هستند. مارتین هم که آهنگساز نمایش است سعی می کند از رودررویی با مریم فرار کند. مریم که با برادرش مهرداد در گروه حضور دارند علاقه ای پنهان به مارتین دارد اما مارتین که می خواهد با گروه از کشور خارج شود و آنجا بماند، سعی می کند حرف های مریم را جدی نگیرد و از کنارش عبور کند. پدر شهرزاد که مقامی رسمی و اداری ست با سفر دخترش همراه مخالف است و شناسنامه و گذرنامه شهرزاد را برداشته و به او نمی دهد. شهرزاد به همراه دوستانش بردیا، پریسا، لادن و مهرداد به محل کار پدرش می رود که رضایت او را جلب کند، اما در کشمکشی که در پارکینگ اداره پیش می آید پدر شهرزاد به زمین می افتد و ضربه ای به پشت سر او می خورد. شهرزاد با کمک بچه ها از آنجا فرار می کند. او پیشنهاد می دهد تا به خانه آنها بروند و مدارک را پیدا کنند. هنوز جستجو تمام نشده که پدر شهرزاد از راه می زسد و همه مجبور به فرار می شوند. در خانه ای که محل تمرین گروه است، شهرزاد ناگهان تصمیم می گیرد گروه را ترک کند و می گوید پدرش احتمالا نشانی این خانه را بلد است و هر آن ممکن است به آنجا بیایید. همگی تصمیم به ترک خانه می گیرند که پدر و عموی شهرزاد از راه می رسند و او را باخود می برند. بعد از گذشت ساعتی پدر شهرزاد دوباره به در خانه می آید و سراغ دخترش را می گیرد، می گوید که شهرزاد از میانه راه فرار کرده و حالا او دخترش را از آنها می خواهد. امیر با پدر صحبت می کند و می گوید که شهرزاد به تماس های آنها جواب نمی دهد و هیچکدام از دوستانش هم از او خبر ندارند. پدر تهدید می کند که اگر شهرزاد را برنگردانند او هم گروه را ممنوع الخروج می کند. پادرمیانی عموی شهرزاد هم فایده ای ندارد و پدر که عصبی و نگران است توجهی به نصیحت های برادرش نمی کند. پس از رفتن پدر شهرزاد پریسا می گوید که شهرزاد به تماس های او جواب نداده اما پیام کوتاهی فرستاده و اعلام کرده که حالش خوب است. امیر که نگران اجرای نمایش است، تصمیم می گیرد از لادن در نقشی که شهرزاد بازی می کرده استفاده کند. در این میان کشمکش هایی هم درون گروه جریان دارد؛ بردیا مدام برای امیر شاخ و شانه می کشد و او را به انفعال و بی عملی متهم می کند. لادن هم پس از مدتی تمرین می گوید که نمی تواند جای شهرزاد را پر کند، چون تمرکز ندارد. پریسا که روحیه ای قوی تر از بقیه دارد داوطلب ایفای نقش می شود تا کار گروه لنگ نماند. اما اعضای گروه به دو دسته تقسیم شده اند. عده ای از آنها معتقند که باید قید سفر را بزنند و بدون شهرزاد نروند و گروه دیگر برعکسِ آن فکر می کنند. سرانجام پس از مدتی کش و قوس، امیر به پدر شهرزاد که بار دیگر آمده و تهدیدش را تکرار می کند می گوید که نیازی به تهدید نیست، چرا که آنها از سفر منصرف شده اند.
اطلاعات بیشتر
- بودجه :
- /
- فروش :
- 232,400,000 میلیون تومان (تهران)
- شرکت پخش کننده :
- هدایت فیلم
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
چهره پردازی
بازیگر
امیر جعفری
پدر شهرزادتهیه کننده
| جشنواره فیلم فجر | ||
| سال | هنرمند | نتیجه |
|---|---|---|
| 1391 | بهنام بهزادی سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه | برنده |
| یدالله نجفی سیمرغ بلورین بهترین صدابرداری | برنده | |
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...