امیر ادیب که پس از پایان تحصیلش در خارج از کشور برای فعالیت اقتصادی به ایران آمده، درگیر شرکت در مناقصه ای بزرگ می شود. رقیب اصلی شرکت او، فرزند یکی از تاجران سنتی بازار است که پیش از این با پرونده سازی برای امیر ادیب او را دادگاهی کرده و باعث شده به "آقای الف" معروف شود. یک روز امیر ادیب با پیرمرد به ظاهر مجنونی برخورد می کند که به او خبر قطعی درگذشتش را طی یک تصادف، در ساعت 12 چهارده روز بعد می دهد. امیر ابتدا باور نمی کند اما پیرمرد برای مطمئن کردن او، چند پیشگویی دیگر هم می کند که طی روزهای بعد همه به واقعیت می پیوندند. امیر با باور به نزدیک بودن مرگش، بر مزار پدرش می رود و با او درباره مرگ حرف می زند. حرف های روح پدر باعث می شود امیر تصمیم به لذت بردن از زندگی بگیرد. او با همسرش، گلرخ رابطه ای عاشقانه برقرار می کند و با کارمندان زیردستانش در شرکت مهربان می شود. سرانجام روز موعود فرا می رسد، روزی که هم نتیجه مناقصه مشخص می شود و هم مرگ امیر طبق پیشگویی نزدیک است. امیر برای دوری از تصادف با گلرخ در خانه می نشیند و با گذشت ساعت 12 با خیالی آوده از نمردن، به سمت محل مناقصه حرکت می کند. اما امیر و گلرخ با ترافیکی سنگین رو به رو می شوند و امیر به قصد پارک کردن اتومبیل از گلرخ می خواهد ماشین را ترک کند. همین لحظه دوست امیر از محل مناقصه با گلرخ تماس می گیرد و به او خبر می دهد که ساعت ها از شب پیش یک ساعت به عقب کشیده شده اند. همین لحظه امیر ادیب تصادف می کند. در انتهای فیلم او را می بینیم که رو قبر پدر دراز کشیده و داستان خود را برای تماشاگران تعریف می کند و می فهمیم که از بیمارستان جان سالم به در برده است.
اطلاعات بیشتر
- بودجه :
- /
- فروش :
- 71,100,000 میلیون تومان (تهران)
- شرکت تولید کننده :
- بنیاد سینمایی فارابی
- /
- شرکت پخش کننده :
- فیلمیران
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
چهره پردازی
بازیگر
لیلا اوتادی
گلرختهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...