پل چوبی

1390

Wooden Bridge

Pole Choobi
7 ۵ کاربر
امتیاز سایت :
2.5 از 5 - خوب
  • 1992/6/6
  • .
  • رتبه بندی نشده است
  • .
  •  105 (دقیقه)

بهار 1388 است. امیر و شیرین پس از سال ها زندگی مشترک از زندگی تکراری خودناراضی اند و قصد مهاجرت به خارج از کشور دارند. آنها برای تحویل سال نو به شمال می روند و در ویلای دایی امیر ساکن می شوند. در روز دوم اقامت، جمعی از دوستان شان به آنها می پیوندند. در میان آنها شخصی به نام صبوحی است که او را استاد می نامند. امیر از دیدن صبوحی که زمانی خاطرخواهِ شیرین بوده، خوشحال نیست. صبوحی در جریان مهاجرت آنها قرار می گیرد و پیشنهاد می دهد که برای پیگیری کارها بهتر است شیرین به تنهایی با حمایت و پشتیبانی صبوحی، به دبی سفر کند. ولی شیرین نمی پذیرد و ترجیح می دهد تا پایان پروژه ساختمانی امیر کنارش بماند. امیر پس از بازگشت از سفر با مدیر پروژه سردار ربیع به مشکل برمی خورد و با واکنش تند او مواجه می شود. زمان انتخابات ریاست جمهوری ست و اوضاع آشفته است و پروژه به خوبی پیش نمی رود. امیر در نهایت چاره ای نمی بیند که با مشورت مجید، رابطش در دبی، شیرین را به تنهایی به سفر بفرستد. اوضاع کار امیر روز به روز بدتر می شود و مدتی پس از رفتن شیرین، توسط مجید متوجه می شود که همسرش با صبوحی در ارتباط است. برای فرار از فکرهای پریشان به پاتوق سابقش در رستوران قدیمی محله شان پل چوبی می رود که صاحبش معروف به دایی ناصر محرم اسرار اوست. از طرفی پدر امیر با آیدا دخترش و مانی پسری که دوستش دارد مشکل دارد و دستگیری آیدا به دلیل شرکت در رویدادهای سیاسی هم مزید بر مشکلات می شود. امیر از سردار ربیع برای آزادی آیدا کمک می گیرد و در پی آزادی اوست که نازلی همبازی دوران کودکی و عشق اولش را می بیند که او به دنبال آزادی میشل دوست هلندی اش است و از امیر کمک می خواهد. ملاقات امیر و نازلی در پل چوبی آنها را به دوران گذشته و کودکی شان می کشاند و باعث می شود رابطه ی دوستی شان از سر گرفته شود. رفت و آمدها و گردش های امیر و نازلی بیشتر شده که شیرین برمی گردد و در جریان قرار می گیرد و پس از مشاجره ای با امیر او را ترک می کند. ابتدا امیر حق به جانب است ولی بعد متوجه می شود که شیرین کارهای مهاجرت هردوی شان را ردیف کرده است. با این که بدگمانی امیر به شیرین سوءتفاهم بوده، باز هم به دنبال او نمی رود و امیدوار است که رابطه قدیمی اش با نازلی را از سر بگیرد، ولی می فهمد که نازلی به میشل دل بسته و حاضر است برای آزادی او هر کاری بکند. امیر تصمیم می گیرد که سند آپارتمانی که تنها منبع تامین هزینه سفرش به خارج از کشور است گرو بگذارد تا میشل را آزاد کند و به هزینه ازدواج آیدا و مانی هم کمک کند. او آیدا را به مانی می سپارد و برایشان آرزوی خوشبختی می کند، به آزادی میشل هم کمک می کند و دستش را در دست نازلی می گذارد و برایشان بلیت رفتن هم می گیرد و سپس بدون خداحافظی نازلی را ترک می کند. اواخر زمستان است که امیر برای دیدن شیرین و به دست آوردنِ دوباره اش راهی شمال می شود.


اطلاعات بیشتر


  • بودجه :
  • /
  • فروش :
  • 1,138,900,000 تومان (تهران)

  • شرکت تولید کننده :
  • فیلمیران
  • /
  • شرکت پخش کننده :
  • فیلمیران
  • /
  • مکان فیلم برداری :
  • تهران (ایران)

کارگردان
مهدی کرم پور
مهدی کرم پور
نویسنده فیلمنامه
مهدی کرم پور
مهدی کرم پور
مدیر فیلمبرداری
تورج منصوری
تورج منصوری
موسیقی متن
تدوین
بهرام دهقانی
بهرام دهقانی
صدابرداری
بابک اخوان
بابک اخوان
طراحی صحنه
فرهاد ابراهیمی
فرهاد ابراهیمی
طراح لباس
فرهاد ابراهیمی
فرهاد ابراهیمی
چهره پردازی
کیان اولاد وطن
کیان اولاد وطن
لیلا شنگله
لیلا شنگله
بازیگر
آتیلا پسیانی
آتیلا پسیانی
عمو ناصر
امید روحانی
امید روحانی
رحمت لطفی
برزو ارجمند
برزو ارجمند
سیاوش
تهیه کننده
علی سرتیپی
علی سرتیپی

برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...
/**/