ژان لوک گدار، فیلمساز یاغی سابق، خود را در یک درمانگاه در پاریس بستری کرده و با آن که بیماری ای هم ندارد، حاضر نیست آنجا را ترک کند. خواهرزاده اش کارمن به سراغش می آید و درخواست می کند آپارتمان خالی اش را در اختیار او تعدادی از دوستانش –که ظاهرا خیال دارند برای یک آدم پولدار فیلمی آزمایشی بگیرند – بگذارد. کارمن ضمنا با ژوزف، پلیس مامور محافظت از یک بانک، که او رفقایش از آنجا سرقت می کنند، دوست می شود. این دو دلباخته یکدیگر می شوند و سپس در حالی که پلیس در تعقیب آنها است، به طرف آپارتمان گدار می روند. در آنجا کارمن به ژوزف توضیح می دهد که قضایای فیلم لاپوشانی ماجرای گروگان گیری یک میلیونر و دخترش است. اما ژوزف را دستگیر می کنند و به محاکمه می کشانند. وقتی آزاد می شود، به هتل لوکسی که قرار است گروگان گیری در آنجا انجام شود، می رود. گروگان گیری طبق برنامه انجام می گیرد. گروگان گیرها به فرد میلیونر پیشنهاد می کنند که برای فیلم شان با او گفت و گو کنند. در حالی که گدار با همان حالت آشفته در حال دکوپاژ فیلم خود است، گروگان گیرها شروع به تیراندازی می کنند، پلیس سر می رسد. کارآگاهی به ژوزف قول می دهد اگر کارمن را بکشد، پلیس هم در مقابل او را خواهد کشت. ژوزف می پذیرد؛ ولی به جای آن که اجازه دهند او همراه با زنی که دوست دارد بمیرد، دستگیرش می کنند تا به خاطر اغمالی که انجام داده، تقاص پس دهد...
اطلاعات بیشتر
- شرکت تولید کننده :
- Sara Films, JLG Films, Films A2
- /
- شرکت پخش کننده :
- Parafrance
- /
- مکان فیلم برداری :
- پاریس (فرانسه)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
طراحی صحنه
طراح لباس
مدیر دوبلاژ
چهره پردازی
بازیگر
ژان لوک گدار
داییِ کارمنتهیه کننده
| جشنواره بین المللی فیلم ونیز | ||
| سال | هنرمند | نتیجه |
|---|---|---|
| 1983 | ژان لوک گدار شیر طلایی بهترین فیلم | برنده |
| رائول کوتار جایزه تکنیکال | برنده | |
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...