"جواد مهربان " از زندگی یکنواختش خسته شده است. به پارکی در شهر می رود، در آنجا با پیرمردی روبرو می شود، پس از مذاکرات اولیه روزنامه ای از پیرمرد مرموز به جای می ماند. جوان روزنامه را با خود می برد و متوجه می شود که زمان روزنامه (تاریخ آن) چند ماه آینده است. از این فرصت استفاده کرده و پولدار می شود و برای بیشتر پولدار شدن دست به هر کاری می زند. سرانجام روزنامه دیگری دریافت می کند که چندی بعد در اثر حادثه ای خواهد مرد. ترس از مرگ، او را متوجه عاقبتش نموده و سعی می کند همه اموال باد آورده را به نحو مقتضی واگذار کند و علیرغم تمام کوششی که برای گریز از حادثه در روز موعود دارد، واقعه رُخ می دهد ولی او فقط مجروح می شود. پیرمرد به بیمارستان می آید، روزنامه دیگری برای جواد مهربان می گذارد، جواد با ترس و لرز روزنامه را باز می کند. خبر دیگری حاکی از اشتباه در مورد مصدوم و مقتول حادثه تصادف در شماره قبل است!
اطلاعات بیشتر
- شرکت تولید کننده :
- گروه فيلمسازی همراه
- /
- شرکت پخش کننده :
- همراه فیلم
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
مدیر دوبلاژ
جلوه های ویژه
بازیگر
تهیه کننده
| جشنواره فیلم فجر | ||
| سال | هنرمند | نتیجه |
|---|---|---|
| 1363 | یدالله صمدی سیمرغ بلورین بهترین کارگردان | برنده |
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...