اهالی یک روستا به دو گروه بالادهی و پایین دهی (حیدری و نعمتی) تقسیم شدهاند. سرکرده نعمتیها نمکزار خود را به کدخدا، که به دشمنی و کینه بین دو گروه دامن میزند می فروشد و یک اتوبوس مستعمل میخرد تا با آن مسافرکشی کند. ورود اتوبوس به روستا کار گاریچی (مسافرکش) حیدریها را کساد میکند و اختلافها بیشتر میشود. در این میان کدخدا سرکرده حیدریها را ترغیب میکند تا آسیابش را به او ــ کدخدا ــ بفروشد و اتوبوسی بخرد. کش مکش بیش از پیش بالا میگیرد. وساطتها و نصایح معلم روستا و ریش سفید ده کارساز واقع نمیشود. کمبود مسافر و کسادی کار سبب میشود که اقساط اتوبوس نعمت خان عقب بیفتد، و هنگامی که فروشندگان اتوبوس برای ضبط اتوبوس مستعمل پا به ده میگذارند نعمت خان با چوب دستی به سراغ کدخدا میرود و نمکزار خود را طلب میکند. حیدرخان و اهالی روستا نیز به تبع نعمت و در حمایت از او رو در روی کدخدا میایستند. کدخدا نمکزار و آسیاب را پس میدهد و عداوت کهنه با ازدواج دختر نعمت با پسر حیدر جای خود را به دوستی میدهد.....
اطلاعات بیشتر
- شرکت تولید کننده :
- آیت فیلم
- /
- شرکت پخش کننده :
- آیت فیلم
- /
- مکان فیلم برداری :
- ارومیه، آذربایجان غربی (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
مدیر دوبلاژ
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
تهیه کننده
| جشنواره فیلم فجر | ||
| سال | هنرمند | نتیجه |
|---|---|---|
| 1364 | هادی اسلامی سیمرغ بلورین بهترین بازیگرنقش اول مرد | برنده |
| حسین زندباف سیمرغ بلورین بهترین تدوین | برنده | |
| یدالله صمدی جايزه ويژه هيأت داوران | برنده | |
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...