مامان ماشالله از قدیم مستاجر خانه بزرگی بوده و به اتفاق خانواده ی تک تکِ فرزندانش در آنجا زندگی می کند. مالک خانه بعد از مرگ شوهر او قول داده که بگذارد تا زمان زنده بودن پیرزن، تمام خانواده اش آنجا بمانند اما زن مدت هاست به شدت بیمار است و خانواده برای آن که مالک از احتمال مرگ او باخبر نشود و به فکر پس گرفتن و کوبیدن خانه نیفتد، او را به بیمارستان نمی برند و همان جا در خانه بستری اش کرده اند. وقتی قرار است برای مژده دختر فتحی و گلاب خواستگار بیاید، خانواده ها همه به تکاپو می افتند. اما حضور خواستگار که افسر پلیس است به همراه پدربزرگش که یک روحانی است، خانواده ها را بابت خلاف های ریز و درشت شان، به وحشت می اندازد. داوود که عموی مژده و معتاد است، در حال خماری اسلحه خواستگار را برمی دارد و وضعیت، بحرانی می شود. اختلاف خانوادگی قدیمی از زیر خاکستر بیرون می آیند و خلاف های همه، پیش افسر جوان لو می رود. بر خلاف این دردسرها، جوان به درک و علاقه ای بیشتر نسبت به خانواده دختر می رسد و آنها را همان طور که هستند، می پذیرد. در یک پیام صوتی، احساسش را به دختر می گوید و خرابکاری های فامیل، همه چیز را درست می کند...
اطلاعات بیشتر
- بودجه :
- /
- فروش :
- 1٬094٬025٬000 تومان (تهران)
- شرکت پخش کننده :
- رسانه فیلمسازان
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
مهدی فخیمزاده
فتحیهنگامه قاضیانی
گلابابوالفضل پورعرب
ماشاللهرعنا آزادی ور
نسرینتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...