فریبا، نازنین و رؤیا تصمیم می گیرند تا از بانکی اختلاس کنند... فریبا دختری از خانواده ای فقیر که شیفته زندگی اشرافی است و مایل است مثل آنها زندگی و رفتار کند... نازنین که در ناز و نعمت بزرگ شده، اما حالا پدرش ورشکسته و فراری است... و رؤیا که والدینش را در بمباران از دست داده و در دنیای خلاف پرورش یافته است... آنها، آقای عشقی را که رئیس بانک است فریب داده و با او قراری را می گذارند تا هرروز مبلغی کلانی را در حساب سه نفره آنها واریز کند، آنها بعد از این که چند میلیارد تومان به دست می آورند، آقای عشقی را ترسانده و او را راهی ترکیه می کنند... فریبا بعد از این که پول ها به دلار تبدیل می شود، تصمیم می گیرد تا با جا گذاردن دوستانش، خود به تنهایی با پول ها فرار کند امّا رویا متوجه نقشه او شده و با نازنین، فریبا را به هنگام فرار غافلگیر می کنند، بین شان درگیری پیش می آید و در همین زمان یک پلیس زن به نام زهرا که از مدتی پیش، در تعقیب آنهاست، با مأموران در صحنه حاضر می شوند، رویا و نازنین را دستگیر می کند اما فریبا با پول ها خود را به مردی به نام داوود می رساند تا با او از مرز خارج شود... داوود که عضو مافیاست، به فریبا خبر می دهد که آقای عشقی گرفتار همکاران او در ترکیه است. مافیای ترکیه عشقی را تحریک می کنند تا داوود و فریبا را به قتل رسانده و پول ها را با آنها تقسیم کند و عشقی به جهت فریبی که خورده بسیار ناراحت است لذا این پیشنهاد را می پذیرد... از سوی دیگر نازنین و رویا نیز حاضر به همکاری با زهرا شده و اطلاعات خود را با او در میان می گذارند... در مرز، همه طرفین جمع می شوند، در تعقیب و گریزی که پیش می آید، فریبا و داوود کشته می شوند، مافیا با چند زخمی می گریزد و چمدان دلارها در دست عشقی با تیری که به ناحیه قلبش خورده است، نجات پیدا می کند...
اطلاعات بیشتر
- شرکت پخش کننده :
- فیلمیران
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
تهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...