بهرام فرزانه نویسنده میانسال و تنها، به دلیل فضای
موجود پیرامونش دچار افسرگی و بحران خلاقیت شده و نمی تواند چیزی بنویسد. روزی
دخترکی که سر چهارراه سی دی می فروشد، وقتی از اصرار برای فروش سی دی به فرزانه نتیجه
نمی گیرد یکی از سی دی هایش را روی صندلی اتوموبیل او می گذارد و می رود. فرزانه
موقع شنیدن موسیقی ضبط شده روی سی دی، ناگهان تصور می کند با کامیونی تصادف کرده.
ترمز شدیدی می کند، بدون این که آسیبی ببیند؛ در واقع کامیونی هم در کار نیست. او
از آن پس گاهی همان موسیقی رقص آور را در ذهنش می شنود؛ زمانی خود را برای رقصیدن
با آن کنترل می کند و زمانی هم تن به این میل درونی می دهد و می رقصد. القائات
فرزانه به دیگران در این زمینه باعث می شود که طنین موسیقی در گوش مردم و رقصیدن
شان گسترش پیدا کند و او از این بابت بازخواست شود. در این میان فرزانه با زنی
خیابانی آشنا می شود که ابتدا می خواهد او را تلکه کند اما بعد سعی می کند کمکش
کند. نیما پسر فرزانه که با همسرش نسترن دعوایش شده از خانه قهر می کند و چند روزی
نزد پدر می آید. کار فرزانه به آسایشگاه بیماران روانی می کشد اما سرانجام به نظر
می رسد با آشتی نیما و همسرش و تولد فرزتد آنها اوضاع کمی عوض می شود...
اطلاعات بیشتر
- بودجه :
- /
- فروش :
- 1,541,557,000 تومان (تهران)
- شرکت پخش کننده :
- فیلمیران
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
رضا کیانیان
بهرام فرزانهمهناز افشار
مریممحمدرضا گلزار
نیماتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...