اصلان و ماهمنیر به خاطر ناسازگاری با یکدیگر از هم جدا میشوند. پسر 11 ساله شان باربد که نمیتواند تنهایی خود و مسائل خانوادگیاش را حل کند تنها در دفترچه خود خاطرات و مسائل روزمرهاش را مینویسد. اصلان پس از مدتی با فرنگیس ازدواج میکند. باربد و فرنگیس مثل یک دوست با هم بازی میکنند و لذت میبرند اما پس از ازدواج فرنگیس کمتر به باربد توجه میکند و بیشتر تمرکزش بر روی اصلان است. باربد دیگر خیلی تنها شده و در اوج نیاز به همصحبت دچار وضعیت بغرنجی شده است. تصمیم به خودکشی میگیرد و از آنجا که یک بار خودکشی ماهمنیر را دیده است طرز کار را بلد است. در حمام دست به خودکشی به وسیله چاقو میزند. فرنگیس متوجه دیر آمدن باربد از حمام میشود در حمام را باز میکند و خونابهها را میبیند. میرود تا چاقو را از دست باربد بگیرد اما او کار خود را میکند و با دو ضربه به پهلوی خود میمیرد. دادگاه تشکیل میشود و فرنگیس را قاتل می داند. اصلان هم که وکیل است از فرنگیس دفاع میکند اما دادگاه رأی خود را صادر میکند؛ اعدام برای فرنگیس. روزنامهها تیتر میزنند "نامادری پسری یازدهساله را کشت". اصلان که اعتقاد دارد باربد خودکشی کرده است به دنبال دفترچه او میافتد و آخر متوجه میشود که دفترچه را عموی ماه منیر برداشته است. حکم در حال اجرا شدن است که اصلان با دفترچه باربد که در آن نوشته شده "ماهمنیر داشت خودکشی میکرد شاید یک روز من هم بکنم" به خانه دادستان میرود و دادستان قبول میکند اما خیلی دیر است با زندان تماس میگیرد تا اعدام را نیمساعت عقب بیندازند اصلان با حکم لغو اعدام به زندان میرسد اما....
اطلاعات بیشتر
- شرکت تولید کننده :
- هدایت فیلم
- /
- شرکت پخش کننده :
- هدایت فیلم
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
فرامرز قریبیان
اصلانجلال مقدم
قاضیتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...