اِیب لوکاس استاد فلسفه در دانشگاهی در شهر دانشگاهی کوچکی در نیوانگلند دچار بحران وجودی شدهاست. او زندگی خود را پوج و بدون معنی میبیند و هر روز افسرده است و شدیدا به الکل روی آورده است. با تمامی مشکلاتی که ایب دارد مورد توجه دو زن قرار میگیرد: ریتا ریچاردز، استاد شیمی که با همسرش زندگی میکند ولی از ازدواج خود ناراضی است و جیل پولارد یکی از دانشجویانش در کلاس فلسفه. بحران فلسفه وجودی ایب هر روز شدیدتر و شدیدتر میشود. به طوری که حتی بر رابطه تازه شروع شدهاش با ریتا تاثیر میگذارد. ایب در رابطه با جیل جانب احتیاط را بر میگزیند و سعی میکند رابطهاش را در حد دوستی نگهدارد. جیل با وجودداشتن دوست پسر عاشق استادش شده. جیل و ایب هنگام صرف نهار در یک رستوران صحبت های زنی در میز کنار دستی را در باره این که حضانت قرزندانش را به خاطر رفتار ظاهراً غیراخلاقی قاضی پروندهاش از دست خواهد داد را میشنوند. اِیب بدون اطلاع جیل شروع به برنامه ریزی برای قتل قاضی میکند. او کلید آزمایشگاه شیمی را که میتوان در آن سیانور پروسس کرد را از کیف ریتا میدزد. ایب همچنین در مییابد که قاضی هر صبح یکشنبه برنامه روتینی برای دویدن دارد که در پایان آن در نیمکت پارکی در حالی که روزنامه اش را میخواند آبمیوه میخورد. ایب سرانجام برنامه قتل قاضی را با تعویض لیوان آبمیوه قاضی با لیوانی که در آن سیانور ریخته اجرا میکند. بعد از انجام قتل ایب احساس موفقیت میکند اما.....
اطلاعات بیشتر
- بودجه :
- $11,000,000
- /
- فروش :
- $4,030,360 (آمریکا)، $27,391,084 (فروش جهانی)
- شرکت تولید کننده :
- Gravier Productions
- /
- شرکت پخش کننده :
- Sony Pictures Classics
- /
- مکان فیلم برداری :
- رود آیلند (آمریکا)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
طراحی صحنه
طراح لباس
چهره پردازی
بازیگر
اما استون
جیلیان پولارد / جیلتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...