آیدا و سارا دو دوست بسیار صمیمی هستند که در یک شرکت ساختمانی کار می کنند. مادرِ سارا به دلیل چک های برگشتی که برای پسرش پیش از فرار به خارج کشیده، راهی زندان می شود. برای آزادی او به پول کلانی نیاز است که خارج از توان ساراست. آیدا این مشکل را با دوست پسرش سعید که در کار ساخت و ساز است مطرح می کند و سعید قبول می کند که این مبلغ را از طریق یکی از دوستانش به سارا قرض بدهد. مادر از زندان آزاد می شود اما سعید در دیداری خصوصی از سارا می خواهد که در ازای این کمک، اوراق مناقصه ی بعدی را از گاوصندوق شرکت بردارد و چند روزی برای او بیاورد. سارا در ابتدا مقاومت می کند اما در نهایت تسلیم می شود. از طرفی علیرضا، نامزد سارا، که در جریان این اتفاق ها نیست، متوجه حال و روز آشفته ی سارا می شود و از او می خواهد ارتباطش را با سعید قطع کند و وعده می دهد که خود نسبت به تامین و بازپرداخت بدهی سعید اقدام کند. اما دیگر کار از کار گذشته و سعید حاضر نیست اوراق مناقصه را به سارا پس بدهد. سارا از شدت استیصال، ماجرا را با آیدا مطرح می کند و آیدا در حالی که به شدت عصبانی ست به سراغ سعید می رود و به زور اوراق را از او پس می گیرد اما در راه بازگشت به خانه تصادف می کند و می میرد. پلیس وارد ماجرا می شود و ابتدا سارا متهم می شود اما پس از پیدا شدن جسد آیدا و اوراق مناقصه در ماشین او، پرونده مختومه اعلام می شود. سارا پس از مدتی به دلیل عذاب وجدان تصمیم می گیرد به زغم مخالفت های نامزدش حقیقتِ ماجرا را به پلیس اعتراف کند تا دوست قدیمی و صمیمی اش را که به خاطر او جان داده از بدنامی، به خاطر جرمی که مرتکب نشده، نجات دهد....
اطلاعات بیشتر
- بودجه :
- /
- فروش :
- 2,622,458,000 تومان (تهران)
- شرکت پخش کننده :
- فیلمیران
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
غزل شاکری
ساراپگاه آهنگرانی
آیدامصطفی زمانی
سعیدتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...