رسول به خانه – در یک مجتمع مسکونی – برگشته که از همان راهرو شلوغ است. ایرج برادر امیر با سالار همسایه ی شیرین عقل و خپل طبقه ی پایین که پس از دزدیده شدن موتورسیکلتش قاطی کرده درگیر شده اند. در آپارتمان مجردی، محسن که لباس سربازی دارد گوشه ای خوابیده است. چاه توالت گرفته و همخانه شان کولاک رفیق لال محسن در حال باز کردن آن. تلفن امیر مدام زنگ می خورد. ایرج پس از درگیری با سالار، کلید پشت بام را از امیر که مدعی ست روی بام در حال درس خواندن بوده گرفته و امیر هرچه اصرار می کند کلید را بگیرد ایرج نمی پذیرد. رسول متوجه می شود افسانه زن عقدی اش قصد آمدن به تهران را دارد، در حالی که افسانه نمی داند رسول خانه را با چند نفر شریک است. رضا همسایه طبقه پایین خبر می دهد گه حال سالار به خاطر ضربه ای به سرش در آشپزخانه ی آپارتمان مجردها بر اثر زمین خوردن بد شده و خواهرش او را به درمانگاه برده است. در میانه ی درگیری ایرج و امیر صدای دختری از کانال کولر، از روی بام شنیده می شود و امیر فرار می کند. دختر را از پشت بام پایین می آورند و متوجه می شوند که معتاد به شیشه است. ایرج برای این که دختر فرار نکند حفاظ در را قفل می کند. رسول که گوشی کولاک را گرفته تا به امیر زنگ بزند متوجه می شود کولاک به افسانه پیغام داده اما متوجه می شود که ایرج این پیغام را با گوشی کولاک داده و شروع به بدقلقی با ایرج می کند، در حالی که ایرج کلید قفل حفاظ را گم کرده و آنها توی خانه گیر کرده اند. ایرج می فهمد که امیر هم معتاد است و هم ساقی. دختری می آید که در داروخانه ای کار می کند و ادعا می کند محسن با قرص های ضد اعتیاد که صبح در داروخانه از او گرفته خودکشی کرده است. رسول و کولاک سعی می کنند کاری کنند تا محسن قرص ها را بالا بیاورد. دختر و امیر هم به دنبال آهنگر برای باز کردن در از خانه بیرون می زنند....
اطلاعات بیشتر
- شرکت پخش کننده :
- هنر و تجربه
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
تهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...