مینا بعد از طلاق از همسرش به فکر یک زندگی تازه است تا تلخی گذشته را جبران کند. او بعد از تقاضای کار در یک رستوران، استخدام می شود اما به دلیل حواس پرتی و استرس زیاد از آنجا اخراج می شود. کامران که یکی از مدیران رستوران است و به او کمک می کند تا کار دیگری در همان رستوران پیدا کند. در این راستا کامران خانه ای را در اختیار مینا قرار می دهد و کار دیگری هم به او می سپارد. کم کم رابطه ی عاطفی میان آنها شکل می گیرد اما رفتار متناقض کامران باعث می شود شادابی و امیدواری مینا هر لحظه کم رنگ تر شود. سرانجام مینا به رفتار کامران مشکوک می شود و بالاخره از خیانت او آگاه می شود و خانه را ترک می کند و به ناچار آواره کوچه و خیابان در سوز و سرمای زمستان می شود. در نهایت وقتی متوجه می شود از کامران باردار است، در حالی که تعادل روحی، روانی و فیزیکی ندارد خودش را به رستوران می رساند و همه چیز را به صاحب و مدیر اصلی رستوران که خانم جوانی ست و کامران روابطی هم با او دارد، لو می دهد. کامران با مینا درگیری فیزیکی پیدا می کند و مینا نامتعادل تر از قبل می شود. در یک بزرگراه تصادف می کند و بچه اش هم سِقط می شود. در انتها مینا که در خیابان بی کس و تنها، جایی برای زندگی ندارد به گرمخانه ای منتقل می شود تا مورد پرستاری و مراقبت قرار گیرد. مینا خیلی زود به بیمارستان منتقل می شود و تا اندازه ای به شرایط عادی برمی گردد. دوست صمیمی اش الهام به او می گوید که پدرش مریض است. مینا نزد پدرش می رود تا از او پرستاری و مراقبت کند و در نهایت پدرش می میرد تا مینا در طول یک سال به اندازه ی چندده سال تجربه زندگی پیدا کند....
اطلاعات بیشتر
- شرکت پخش کننده :
- فیلمیران
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
لیلا حاتمی
میناتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...