نیلوفر یک کارگاه خیاطی را به همراه دوستش می چرخاند. او مدتی ست که سهیل یکی از دوستان قدیمی اش را که به تازگی از خارج برگشته را ملاقات می کند و گاه و بی گاه با او قرار می گذارد. یک شب به نیلوفر خبر می رسد که مادرش به دلیل مشکلات تنفسی در بیمارستان بستری شده است. دکترها می گویند چون هوای تهران به شدت آلوده است پیرزن باید از تهران برود و گرنه دچار مشکلات جدی خواهد شد. هما، خواهر نیلوفر و فرهاد تصمیم می گیرند مادرشان را به همراه نیلوفر به ویلای شمال بفرستند در حالی که نیلوفر از این جریان خبری ندارد. صبا، دختر هما که در این جلسه حضور داشته ماجرای تصمیم هما و فرهاد را به اطلاع نیلوفر می رساند. فرهاد و هما بدون این که از نیلوفر چیزی بپرسند، به بهانه های مختلف رفتن او با مادر را قطعی می دانند. نیلوفر هم البته سکوت می کند و مثل همیشه چیزی نمی گوید. او با همکارش سودابه صحبت می کند تا کارگاه خیاطی اش را به او بسپارد و تصمیم خودسرانه ی خواهر و برادرش را عملی کند. از سوی دیگر فرهاد به دلیل بدهی نزدیک است به زندان بیفتد اما با همفکری هما، کارگاه نیلوفر را که تصور می کنند قرار است خالی شود را به طلبکار می سپارند تا به اندازه ی طلبش آنجا کار کند و مشکل حل شود. فرهاد با طلبکار به کارگاه خیاطی نیلوفر می رود و نیلوفر تازه متوجه می شود کار مورد علاقه اش را هم ممکن است از دست بدهد.....
اطلاعات بیشتر
- کشور سازنده :
- ایران
- بودجه :
- /
- فروش :
- 806,439,000 تومان (تهران)
- شرکت پخش کننده :
- رسانه فیلمسازان
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
علی مصفا
فرهادتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...