علی پزشک قلب معروفی است که روزی دوست قدیمی اش احمد بعد از سالها با نامه ای از محبوب هندیِ علی، کاریشما به سراغش می آید. نامه ای که در آن کاریشما از ده سال پیش و غیبت ناگهانی اش حرف زده است. علی در حین خواندن نامه به یاد دوران دانشجویی اش در هند می افتد. زمانی که با احمد همخانه بوده و چشمش به دنبال دختر زیبایی بوده که در کلاس درس کنار او می نشسته. چند روز که دختر سر کلاس حاضر نمی شود، علی از یکی از دوستان دختر می شنود که او خودکشی کرده است. علی به عیادت دختر در بیمارستان می رود، برایش دیوان حافظ می برد و حرف های روحیه بخش می زند. این سرآغاز عشقی می شود که در البته در ابتدا آسان به نظر نمی رسد. برادر کاریشما، راجا، اولین مانع جدی آنها است. دلیل مخالفت راجا وجود مرد ثروتمندی به نام سوراج است که به شرط ازدواج با کاریشما، می خواهد حواهرش را به راجا بدهد. راجا به کاریشما اصرار می کند که نباید هیچوقت علی را ببیند اما عشق سوزان این دو آنقدر بالا گرفته که هیچکدام نمی توانند دیگری ترک کنند. سوراج وقتی می بیند حتی نمی تواند با پول هم علی را از عشقش منصرف کند، با همفکری راجا، او را در نقطه ای نامعلوم زندانی می کند. کاریشما که از غیبت ناگهانی علی آشفته شده اما دستش به جایی بند نیست برای دیدن او به هر دری می زند اما نتیجه ای نمی گیرد. در نهایت وقتی علی پس از مدتی از اسارت سوراج و راجا بیرون می آید و به سراغ کاریشما می رود، خبری از او نیست. علی به هر دری می زند اما کاریشما را نمی بیند. در نهایت به ایران بازمی گردد و حالا کاریشما در نامه علت غیبت خود را افشا می کند: تهدید سراح به این که اگر بار دیگر علی را ببیند، پسر را خواهد کشت....
اطلاعات بیشتر
- بودجه :
- /
- فروش :
- ۹,۵۱۷,۶۸۰,۰۰۰ (تهران)
- شرکت پخش کننده :
- فیلمیران
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)، بمبئی (هندوستان)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
محمدرضا گلزار
علیتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...