پسر نوجوانی در کشتی فرسوده ای در نزدیکی مرز ایران با کشوری عرب زبان و اشعال شده از سوی آمریکایی ها با خود خلوت می کند. آنجا ماهی می گیرد و با صدف ها تزییناتی می سازد. یک روز نوجوان دیگری که به زبان عربی صحبت می کند وارد کشتی می شود و با سلاحی که در دست دارد پسر را ترسانده و وادارش می کند به حضور او در کشتی رضایت دهد. آن دو منطقه ای را روی عرشه ی کشتی مشخص می کنند و مرزی بین آن می کشند. رابطه ی آنها تا مدتی خصمانه باقی می ماند تا این که پسر روزی به شکلی اتفاقی نوجوانِ عرب زبان را در حال بافتن موهایش می بیند و پی می برد که با دختری طرف است. چند روز بعد صدای گریه ی نوزادی در کشتی می پیچد و پسر می فهمد دختر تنها نیست و نوزادی همراه دارد. وجود این نوزاد و تلاش برای برطرف کردن نیازهای او نزدیکی دو نوجوان را در پی می آورد. پسر برای نوزاد شیر خشک تهیه می کند. این وضعیت ادامه دارد تا روزی که یک سرباز آمریکایی قدم به کشتی می گذارد. سرباز که با گوشه و کنار کشتی آشنا نیست، وارد اتاقی می شود و پسر با قفل کردن در روی او زندانی اش می کند. یک شبانه روز می گذرد و گرسنگی و احساس زندانی بودن سرباز را به ستوه می آورد. او هم شروع به شکوه و گلایه از گرفتار شدنش در یک جنگ بی معنا می کند و تصمیم به خودکشی می گیرد. صدای شلیک گلوله و بعد گریه ی سرباز به گوش پسر نوجوان می رسد. او نتوانسته خود را بکشد. پسر دلش برای سرباز می سوزد ولی دختر با آزاد کردن او مخالف است. از طرفی قوطی شیر نوزاد در اتاقی که سرباز را در آن زندانی کرده اند جا مانده است. سرباز برای نشان دادن حسن نیت خود قوطی شیر و تفنگش را از دریچه ی اتاق بیرون می اندازد. پسر او را آزاد می کند و دختر با نفرت سلاح خود را به سمت او نشانه می رود. سرباز چشمانش را می بندد و برای مرگ آماده می شود. دختر ماشه را می چکاند و می فهمیم سلاح خالی از گلوله است. سرباز از شدت درماندگی و له شدن زیر فشارهای روحی به زانو درمی آید و دختر هم به گریه می افتد. این سه قربانی جنگ که هیچکدام از وضعیت شان راضی نیستند شبی را با هم می گذرانند. با هم شام می خورند و سرباز هم برای نوزاد به زبان انگلیسی لالایی می خواند. روز بعد پسر برای خرید و انجام کارهایش از کشتی بیرون می رود و در بازگشت با کشتی خالی و به هم ریخته ای رو به رو می شود که هم می تواند نشانه درگیری سرباز و دختر باشد و هم ورود آمریکایی ها به کشتی. پسر با یادگارهای دختر و نوزاد تنها می ماند.
اطلاعات بیشتر
- شرکت پخش کننده :
- گروه هنر و تجربه
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
تهیه کننده
| جشنواره فیلم فجر | ||
| سال | هنرمند | نتیجه |
|---|---|---|
| 1393 | امیرحسین عسگری جایزه ویژه هیات داوران | برنده |
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...