در روستایی دورافتاده، ایاز پیرمردی ست که به خاطر ندانم کاری در رانندگی اتوبوس، مسبب مرگ تمام اعضای خانواده اش شده و به همین دلیل جدا از این که در پی معلولیت، توان حرف زدن و حرکت کردن ندارد، در جدالی دائم با خود درگیر است و هر بار به نحوی فاجعه را در ذهنش مرور می کند و از احساس گناهی که مثل خوره جانش را می خورد رنج می برد. او در گیر و دار کابوس ها و رنج های ذهنی اش، هیچ راهی برای برای گریز از شرایط وحشتناکش پیدا نمی کند و در نهایت به این نتیجه ی تلخ می رسد که شاید مرگش پایان این رنج و عذاب ذهنی باشد. او چند بار خودکشی می کند ولی هر بار به دلیلی موفق نمی شود و به این ترتیب احساس ناکامی اش چند برابر می شود. در این میان نوه اش که پسرک نوجوانی است برای نگهداری از او نزدش می آید و هر بار ناچار می شود با جلوه ای از لج بازی ها و خودکشی های او رو به رو شود. نوه ابتدا او را به بیمارستان می برد و راهی برای درمانش جست و جو می کند؛ بعد هم وقتی می بیند که امیدی به بهبودی پدربزرگش از مسیرهای طبیعی و معقول وجود ندارد پیش چند دعانویس می رود و دست به دامن جادو و جنبل می شود اما هیچ بهبودی حاصل نمی شود و وضع عمومی پیرمرد کماکان بد و بدتر می شود. حتی وضعیت پاهای ایاز طوری ست که به قطع یکی از آنها می انجامد و نقص جسمی هم به فهرست دلایل او برای افسردگی اضافه می شود. تا این که نوه با دختر مورد علاقه اش ازدواج کرده و به توصیه ی دیگران در همان خانه کنار ایاز زندگی اش را آغاز می کند. ایاز که از نظر جسمی و روحی به بدترین وضعیت ممکن رسیده، در پی حضور نوعروس حال بهتری می یابد، تا جایی که به نظر می رسد او به مسیر طبیعی زندگی برگشته و ممکن است فشار وحشتناک فاجعه را فراموش کند، اما این روند رو بهبود دوامی ندارد و در نهایت همه چیز با مرگ ایاز به پایان می رسد. پس از مرگ ایاز، نوه و همسرش از خانه خارج می شوند....
اطلاعات بیشتر
- شرکت پخش کننده :
- گروه هنر و تجربه
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
تهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...