«کورنر استور» - که شرکت بزرگی است شبیه به شرکت «آمازون» - زمانی به خاطر تولید و تحویل دادن نوزاد انسان مشهور بوده است. کارمندان و پرسنل این شرکت عمدتاً لک لک ها هستند و معدودی از گونه ی دیگر پرندگان هم در آن مشعول به فعالیت اند. مدیر عامل شرکت، که لک لکی است به نام هانتر، دستور داده خط تولید و تحویل نوزاد/بچه متوقف شود چرا که در این کار سود چندانی وجود ندارد. حالا «کورنر استور» به جای نوزادان انسان فقط کالاهایی مثل تلفن همراه و کامپیوتر و غیره را تحویل مشتریان می دهد. اما آخرین نوزادی را که شرکت در آخرین ماموریت قصد تحویلش را داشته، به خاطر یک نقص فنی، هرگز تحویل نداده شد و روی دستشان ماند و حالا آن نوزاد دختری است هجده ساله به اسم تولیپ. این دختر یتیم در واقع، توسط خودِ شرکت بزرگ شده است. تولیپ در عین حال کارمند شرکت هم هست. کار او ارائه ی ایده های تازه به شرکت است اما تقریباً همه ی ایده ها و پیشنهادهایی که او به شرکت ارائه کرده ناموفق از کار درآمده است. تولیپ زیر دستِ جونیور کار می کند. جونیور یکی از مدیران داخلی شرکت کورنر استور است که مدیریت عرضه ی کالاها را بر عهده دارد. او قرار است به زودی ترفیع بگیرد و مسئولیت مهم تری به او واگذار شود. اما مدیر عامل شرکت، هانتر، با جونیور تماس می گیرد و از او می خواهد حالا که قرار است ترفیع بگیرد بهتر است لطفی در حق شرکت بکند و تولیپ را از شرکت اخراج کند. هانتر ظاهرا از تولیپ که تنها کارمند انسانی شرکتش است دلِ خوشی ندارد و دنبال فرصتی است تا او را برای همیشه از سرِ خود و شرکت باز کند و از شرِ او راحت شود. اما جونیور دلش نمی آید تولیپ را به این راحتی اخراج کند و فقط به این بسنده می کند که شغل بی اهمیتی به او واگذار می کند تا از چشمان هانتر دور بماند. شغل جدیدی که او برای تولیپ تعیین کرده پاسخگویی به نامه های مشتریان است که سالهاست تعطیل شده و در واقع دیگر فعالیتی در آن بخش وجود ندارد. تنها نامه ای که به دست تولیپ می رسد از سوی پسربچه ای به اسم نیت گراندر است. نیت بچه ی تنهایی است زیرا پدر و مادرش، هنری و سارا، سرشان به قدری گرم کارهای خودشان است که فرصت بازی کردن با نیت را ندارند و نیت که قبلاً در جایی خوانده شرکت کورنر استور در زمان های دور نوزاد انسان تولید می کرده و به دست متقاضیان می رسانده، به شرکت نامه می نویسد و از آنها می خواهد برای وی برادر کوچکی که بتواند با او نینجا بازی کند بفرستند. تولیپ در اقدامی سرِخود و بر خلاف تاکید جونیور درخواست نیت را به جریان می اندازد و همین باعث می شود دستگاه تولید بچه ی شرکت که سالها تعطیل بوده ناگهان به کار بیفتد و یک نوزاد دختر ایجاد کند. جونیور خیلی زود از این "خرابکاری" تولیپ مطلع می شود. او و تولیپ نهایتاً به این نتیجه می رسند که هیچ راهی ندارند جز این که این نوزاد دختر را به مقصد، یعنی به خانه ی والدین نیت برسانند. جونیور نگران این است که مبادا هانتر از موضوع باخبر شود و قضیه ی ارتقای مقام وی لغو شود.ماموریت رساندن نوزاد آغاز می شود اما از آنجایی که بال های جونیور آسیب دیده باید طور دیگری او را به مقصد برساند. آنها با شیِ پرنده ای که تولیپ اختراع کرده این مشکل را حل می کنند. اما این سفر و ماموریت مخاطره آمیزی است به ویژه آن که گله ای از گزگ ها از جایی به بعد در صدد این هستند نا توزاد را از دست جونیور و تولیپ بربایند....
اطلاعات بیشتر
- بودجه :
- $70,000,000
- /
- فروش :
- $72,679,278 (آمریکا)، $182,379,278 (فروش جهانی)
- شرکت تولید کننده :
- Stoller Global Solutions, Warner Animation Group, Warner Bros. Animation
- /
- شرکت پخش کننده :
- Warner Bros. Pictures
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
تدوین
دوبلور / صداپیشه
تهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...