آرش پس از دو سال با بیتا تماس می گیرد و او را به عروسی خواهرش شایسته دعوت می کند. بیتا به سختی می پذیرد چون اولاً آرش که ظاهراً زمانی دلبسته ی بیتا بوده او را بیش از دو سال از خود بی خبر گذاشته و ثانیاً بیتا بابت موضوعی که نمی دانیم از شایسته دلخور است. با این حال مادر بیتا به او اصرار می کند به عروسی برود. بیتا وارد کیش می شود و آرش به استقبالش می آید. شب غروسی، بیتا با پدر شایسته و آرش، نادر کیان برخورد می کند و نادر کارت و آدرس شرکتش را به بیتا می دهد. با ورود عروس و داماد به مراسم، بیتا غافلگیر می شود. او می بیند مهرداد که زمانی نامزدش بوده حالا با شایسته ازدواج کرده و می فهمد پس از قطع رابطه ی او و مهرداد، شایسته به عنوان دوستی که در جریان ارتباط آنها بوده، وارد زندگی مهرداد شده است. این اتفاق بیتا را به هم می ریزد. او بی خبر به تهران بازمی گردد و تصمیم به انتقام گرفتن می گیرد. در نخستین گام به شرکت نادر کیان می رود. کیان او را دعوت به همکاری می کتد و در جریان همکاری با بیتا درددل دامادش، مهرداد، را برای بیتا می کند که با اطمینان از تمکن مالی پدرزنش دائم بدهی بالا می آورد. او همچنین از بستری بودن همسرش در بیمارستانی در آمریکا و ابتلای او به بیماری علاج ناپذیری خبر می دهد. به تدریج رابطه ی بیتا و نادر صمیمی می شود. آرش که دلبسته ی بیتاست به او هشدار می دهد که زیاد به پدرش نزدیک نشود چون پدر او در مقابل زن ها ضعیف است و با آنها مثل عروسک رفتار می کند...
اطلاعات بیشتر
- بودجه :
- /
- فروش :
- 1,130,237,300 تومان (تهران)
- شرکت پخش کننده :
- هدایت فیلم
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
رعنا آزادی ور
بیتاپریناز ایزدیار
شایستهتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...