من سالوادور نیستم

1394

I'm not Salvador

Man Salvador Nistam
6.18 ۲۸ کاربر
امتیاز سایت :
1.5 از 5 - متوسط
  • 1394/12/05
  • .
  • رتبه بندی نشده است
  • .
  •  90 (دقیقه)

ناصر ایزدی مقداری پول پیدا کرده و بی هیچ چشمداشتی آن را به صاحبش برمی گرداند. او به همراه همسرش الهام به یک برنامه ی تلویزیونی دعوت می شود و بعد از این گزارش زنده ی تلویزیونی، به عنوان نماینده ی آژانس "تعطیلات رویایی" با ناصر تماس می گیرد و خانواده ی ناصر به عنوان هدیه ی آژانس برای نیکوکاری اش به برزیل دعوت می کند. ناصر که فردی مذهبی است و می داند در خارج از کشور معذب است، ابتدا بلیت های اهدایی را نمی پذیرد اما به اصرار همسرس با سفر موافقت می کند. آنها با همراهی نماینده ی آژانس در یک سوییت در جه یک ساکن می شوند. ناصر در برزیل دچار مشکلاتی مثل پیدا کردن غذا و نوشیدنی حلال و دیدن پوشش مردم در کوچه و خیابان می شود. در اولین روز در کنار ساحل یک زن جوان برزیلی به نام آنجل او را با نامزد سابقش سالوادور اشتباه می گیرد، ولی به سرعت متوجه اشتباهش شده و اط ناصر تقاضای کمک می کند که چند ساعتی نقش سالوادور را مقابل مادربزرگش بازی کند. ناصر از روی خیرخواهی، پنهان از الهام، تغییر قیافه داده و به دیدار مادربزگ آنجل می رود او فکر می کند قضیه حل شده که سروکله ی نماینده ی آژانس دوباره پیدا می شود و از ناصر درخواست می کند مهمانی ناهار مادربزگ آنجل را بپذیرد. او اعتراف می کند که دلیل این همه اصرار گرفتن چک ارثیه از مادربزرگ است. ناصر می فهمد که او خاطرخواه آنجل است و قرار است با هم ازدواج کنند. ناصر بابت دروغ و پنهان کاری ناراحت شده و الهام هم به تی شرت رژلبی ناصر شک می کند و به تصور خیانت ناصر دعوا و مرافعه راه می اندازد. ناصر کل ماجرا را برای الهام تعریف می کند و قرار می شود او هم ناصر را در این امر خیر همراهی کند و به عنوان خواهر ایرانی الاصل سالوادور وارد مهمانی مادربزرگ شود. ناصر با فهمیدن این که سوپ با گوشت خوک درست شده حالش به هم خورده و باعث شک مادربزرگ می شود. دست آخر مادربزرگ اعلام می کند که قصد دارد در یک شوی تلویزیونی و مقابل دوربین چک را به نوه اش بدهد. اما در شب مراسم ناصر همه چیز را لو می دهد و اقرار می کند که سالوادور نیست. برنامه به هم می ریزد و چکی داده نمی شود. اما روز بعد ریوالدو فوتبالیست معروف سابق تیم ملی برزیل و قهرمان جهان که شوی تلویزیونی را دیده و تحت تاثیر قرار گرفته است برای کمک به کودکان بی سرپرست می آید. مادربزرگ آنجل هم چک را همان جا برای کمک به مدرسه به انجل که مسولیت آنجا را بر عهده دارد، هدیه می کند. در پایان همه از خانواده ی ناصر و همراهی شان تشکر می کنند و آنها راهی تهران می شوند.


اطلاعات بیشتر


  • بودجه :
  • /
  • فروش :
  • 14,330,523,100 (تهران)

  • شرکت پخش کننده :
  • رسانه فیلمسازان
  • /
  • مکان فیلم برداری :
  • تهران (ایران)، ریودوژانیرو (برزیل)

کارگردان
منوچهر هادی
منوچهر هادی
نویسنده فیلمنامه
رضا مقصودی
رضا مقصودی
مدیر فیلمبرداری
ابراهیم غفوری
ابراهیم غفوری
موسیقی متن
----------
----------
خواننده
----------
----------
تدوین
حسن ایوبی
حسن ایوبی
صدابرداری
غلامرضا دوزنده زنوزی
غلامرضا دوزنده زنوزی
صداگذاری
حسین مهدوی
حسین مهدوی
طراحی صحنه
محسن غلامی
محسن غلامی
طراح لباس
محسن غلامی
محسن غلامی
عکاس
----------
----------
چهره پردازی
امید گل زاده
امید گل زاده
آرزو حلاجی
آرزو حلاجی
بازیگر
رضا عطاران
رضا عطاران
ناصر / سالوادور
یکتا ناصر
یکتا ناصر
مهدی محرابی
مهدی محرابی
ژیلا صادقی
ژیلا صادقی
سوگل محرابی
سوگل محرابی
کارول ویدوتی
کارول ویدوتی
آنجل
بری فیوکا
بری فیوکا
مادربزرگ
ریوالدو
ریوالدو
خودش
تهیه کننده
منصور سهراب پور
منصور سهراب پور
امیر پروین حسینی
امیر پروین حسینی
سالوادور با من نیست
سالوادور با من نیست
۱۳۹۵/۷/۲۸ ساعت ۱۹:۱۰

برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...