در بهمن 1343 کارآگاه بابک حفیظی به جزیره قشم رفته تا راز مرگ یک تبعیدی در کشتی به گِل نشسته را جست و جو کند. او در این جزیره با پدیده های عجیبی رو به رو می شود. از گورستان متروکی که پس از دفن هر جنازه ای در آن، زلزله رُخ می دهد و طبق گفته ها اژدهایی در زیر این گورستان زندگی می کند تا طبیبی بومی به نام الماس که به شیوه ای منحصر به فرد چشم بیماران را معالجه می کند. فرد تبعیدی عاشق حلیمه دختر الماس بوده که طبق نشانه ها زیر قبرستان زندگی می کند و علاوه بر این، دست خط تبعیدی روی دیوار کشتی، انگیزه های حفیظی را برای رمزگشایی ماجرا دوچندان می کند. او به کمک دو دوست، یکی زمین شناس – بهنام شکوهی - و دیگری صدابردار – کاوه حداد – بار دیگر به جزیره می رود تا راز این موضوع را کشف کند. در آنجا ماجرای دیگری هم اتفاق می افتد که سرانجام سرنوشت سه دوست را به گونه ای شوم رقم می زند. در نهایت حلیمه که زیر کشتی پنهان شده بوده، نوزادش را به دنیا می آورد و خودش سر زا می می میرد. سه دوست پس از مدتی بچه را تحویل الماس می دهند، اما ماجرا چندان سرراست پیش نمی رود و داستان دیگری برای بچه و شخصیت های دیگر رقم می خورد. در ادامه، هر کدام از این سه نفر چگونگی این واقعه را برای یک بازپرس تعریف می کنند....
اطلاعات بیشتر
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
موسیقی متن
خواننده
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
امیر جدیدی
کارآگاه بابک حفیظیتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...