امیر فخرا از پایان نامه اش در دانشگاه پلیس دفاع می کند و پس از قبولی با نمره ی بالا راهی نخستین ماموریتش می شود که شاید دشوارترین آنها هم باشد؛ یافتن عاملان ترور دو مستشار آمریکایی در اردیبهشت 1354. تیمسار شهامت از مقامات رده بالای ساواک به دستور شاه بهمنش را مسئول پرونده می کند. او نیروهایش را به سطح شهر می فرستد تا هر آدم مشکوکی را می بینند بازداشت کنند. یکی از بازداشت شدگان وحید افراخته است که از چریک های عضو سازمان مجاهدین است. افراخته خیلی زود شروع به همکاری با ساواک می کند و یکی از زندانیان را که هویت و نام واقعی خود را پنهان کرده، شناسایی می کند؛ صمدیه لباف. امیر فخرا عشقی قدیمی به نام هنگامه دارد که در جریان تعقیب ها و پیگیری ها می فهمد پای هنگامه هم در این ماجرا گیر است. او نزد همسر سابق هنگامه می رود و می فهمد هنگامه برای فعالیت سازمانی قید همسر و دختر کوچکش را زده است. ساواک چتر عملیاتی خودش را روز به روز گسترده تر و وسیع تر می کند. با شناسایی یک خانه ی تیمی مشکوک توسط نیروهای ساواک و از جمله امیر فخرا به آن حمله می کنند. زنی تیر می خورد اما می گریزد. شب هنگامه تیرخورده و ناتوان به خانه ی امیر فخرا پناه می آورد. امیر گلوله را از بازویش خارج می کند. از اینجا زندگی او به دو بخش تقسیم می شود؛ روزها باید پیگیر پرونده شود و شب ها در خانه اش از هنگامه مراقبت و پرستاری کند که یکی از افراد تحت تعقیب همان پرونده است. در بازجویی های وحید افراخته و صمدیه لباف ماجرای جدایی مجید شریف واقفی از سازمان و برخورد با او روایت می شود...
اطلاعات بیشتر
- شرکت تولید کننده :
- موسسه سینمایی سیمای مهر
- /
- شرکت پخش کننده :
- فیلمیران
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
مهدی هاشمی
بهمنشهانیه توسلی
هنگامهآتیلا پسیانی
تیمسار شهامتتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...