داستان سریال از زمان کودتای 28 مرداد به بعد اتفاق میافتد. شهرزاد دختری ست تحصیلکرده که دل در گروی پسر یکی از دوستان قدیمی پدرش به نام فرهاد دارد. پدر شهرزاد صاحب یکی از رستوران های تهران است و پدر فرهاد نیز به کار تجارت فرش مشغول است. فرهاد دانشجوی ادبیات است و دستی به قلم دارد و روزنامه باختر امروز که متعلق به طرفداران دکتر مصدق است مشغول به فعالیت است. شهرزاد هم دانشجوی پزشکی ست. خانواده ها ظاهراً با ازدواج شهرزاد و فرهاد موافق اند و قرار است در آینده ای نزدیک زمان ازدواج آنها تعیین شود. شهرزاد هر روز برای تزریق آمپول به خانه یکی از متنفذین و بزرگان تهران به نام بزرگ آقا می رود. بزرگ آقا که یکی از رجال برجسته و بنام عصر پهلوی ست شهرزاد را نصیحت می کند که به جای ادامه تحصیل سرش به زندگی خودش باشد و هرچه زودتر برای خودش شوهری انتخاب کند و تشکیل زندگی بدهد. خیلی زود معلوم می شود که بزرگ آقا صاحب و مالک بخش عمده ای از رستوران پدر شهرزاد و فرش فروشی پدر فرهاد است. شهرزاد در رفت و آمدهای روزانه اش به خانه ی بزرگ آقا متوجه اختلاف شدید شیرین - دختر بزرگ آفا - با شوهرش قباد می شود. شهرزاد و فرهاد هر روز بعدازظهر در کافه نادری قرار می گذارند و درباره ی زندگی آینده شان و همینطور شرایط سیاسی و اجتماعی کشور صحبت می کنند. ظاهراً همه چیز برای شهرزاد و خانواده هایشان آرام است اما در خیابان های تهران اتفاقات دیگری در شُرُف وقوع است و سرنوشت آنها خیلی زود در گیر و دار تندباد حوادث سمت و سوی دیگری به خود می گیرد و حوادثی کاملاً غیرقابل منتظره برایشان رقم می خورد.....
# 28 قسمت 60 دقیقه ای
اطلاعات بیشتر
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
علی نصیریان
بزرگ آقاترانه علیدوستی
شهرزادشهاب حسینی
قباد / داماد بزرگ اقامصطفی زمانی
فرهاد دماوندیپریناز ایزدیار
شیرین / دختر بزرگ اقاابوالفضل پورعرب
حشمت / پیشکار بزرگ آقاغزل شاکری
آذرجمشید هاشم پور
سرگرد پولاد شکنتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...