نازنین معلم خصوصی زبان است که به مغازه ی عتیقه فروشی آقای فخیمی مراجعه می کند. هم برای گرو گذاشتن گردنبند بابت قرض گرفتن پول و هم برای چسباندن آگهی کلاسش بر شیشه ی مغازه. قخیمی ابتدا بی اعتنایی می کند، اما کم کم روی خوش نشان می هد؛ تا حدی که شیفته ی نازنین می شود و به او پیشنهاد ازدواج می دهد. فخیمی برای تحقیق درباره ی نازنین سراغ محل زندگی اش می رود و با دایی اش آشنا می شود. به این نتیجه می رسد که نازنین به طور مستقل از خانواده اش زندگی می کند. آنها با هم ازدواج می کنند، اما بعد از چند روز دچار بحران می شوند. از طرفی دیگر نازنین با کارگردان تئاتری به نام آقای ربیعی دوستی و ارتباط دارد و فخیمی با این ارتباط مشکل دارد. فخیمی که روزهای اول خودش را علاقه مند به ادبیات و شعر نشان داده بود، به تدریج تغییر موضع می دهد و به شخصی ضد ادبیان و احساس بدل می شود. تا حدی که نازنین ناگهان از خانه خارج شده و باعث می شود فخیمی تمام شهر را برای پیدا کردنش جست و جو کند. در نهایت نازنین را پیدا می کند. اما به خاطر این تغییر رفتار، نازنین دیگر قصد ماندن با فخیمی را ندارد و خانه را ترک می کند.
اطلاعات بیشتر
- شرکت تولید کننده :
- يکتا فيلم
- /
- شرکت پخش کننده :
- يکتا فيلم
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
- بر اساس :
- داستان «نازنین» نوشته فئودور داستایفسکی
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
ابوالفضل پورعرب
آقای فخیمیشهاب حسینی
ربیعیتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...