پدر یحی به بهانه ی پیدا کردن کار، یحیی را به خانه ی خواهرش می برد تا در غیاب مادر یحیی که فوت کرده، از او مراقبت کند. یحیی ابتدا برخورد سردی با عمه اش دارد اما کم کم با او ارتباط گرمی برقرار می کند. از سوی دیگر حرف هایی که بچه ها در کوچه پشت سر عمه می زنند و او را "بچه کُش" صدا می زنند باعث می شود که یحیی بیشتر کنجکاو زندگی شخصی عمه اش شود که به طور غیرقانونی در زیرزمین خانه اش سقط جنین می کند. یحیی در گشت و گذار در کوچه با لیلا آشنا می شود که همسر آقای اردکانی است. آقای اردکانی همسایه ی قدیمی و سن بالای عمه است که با لیلای جوان ازدواج کرده، ولی لیلا که احساس کمبود می کند به طور پنهانی با پسرهای محله ارتباط دارد. به تدریج رابطه ای عاطفی میان یحیی و لیلا شکل می گیرد تا این که لیلا به او پیشنهاد می دهد که با هم فرار کنند در حالی که اردکانی به عمه می گوید لیلا حامله است. صبح فردا یحیی از خواب بیدار شده و با جسد لیلا در زیرزمین رو به رو می شود و به گمان این که عمه، لیلا را کشته (شاید به هنگام دنیا آوردن بچه) به پلیس زنگ می زند. یک سال بعد یحیی تعریف می کند که حالا نُه ساله شده و خیلی از حقایق را فهمیده است، مثل خودکشی لیلا با خوردن قرص و این که عمه اش بیگناه بوده است.
اطلاعات بیشتر
- شرکت پخش کننده :
- گروه هنر و تجربه
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
فاطمه معتمدآریا
عمهتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...