سه داستان اصلی و سه داستانک: قصه ی اول برشی ست از زندگی از هم پاشیده ی جلال و سهیلا. جلال پزشک متخصص زنان و مردی زن باره است. منشی جوان او که زمانی معشوقه اش بوده، می خواهد ازدواج کند و به همین دلیل کار در مطب را رها کرده است. منشی جدید زنی ست به نام آذر که برای به دست آوردن این شغل، به دروغ خود را مجرد معرفی می کند. با حضور آذر داستان دوم شروع می شود. او زنی ست متاهل و مادر دو فرزند که با ناسازگاری شوهرش خسرو در آستانه ی جدایی ست. خسرو که در یک موسسه ی آموزش رانندگی مشغول به کار است، با یکی از شاگردانش به نام سیمین که در دانشگاه تدریس می کند رابطه دارد. همراه با سیمین وارد سومین قصه می شویم. او که برای تدریس به دانشگاهی در شمال کشور رفته، از دو دانشجویی که که سر کلاس هم دست از مغازله برنمی دارند، می خواهد که سکوت کنند. داستان مهسا از اینجا شروع می شود. او که به واسطه ی قول ازدواج از سوی رضا خودش را در اختیار او قرار داده و دلباخته اش شده، به شکلی اتفاقی رضا و مهشید دوست و همخانه اش، را با یکدیگر می بیند و از خیانت عشقش آگاه می شود. مهسا که شکست سختی خورده، به تهران بازمی گردد و سراغ پدرش می رود که همان جلالِ اپیزود آغازین است. در طول این سه ماجرا، سه داستانک هم مطرح می شوند: حکایت تلاش نیما – پسر مبتلا به سندروم دان – برای دید زدن پرستاری به نام هما، رابطه ی جلال و منشی اش و در آخر زندگی سارا و شوهر الکلی اش حمید.
اطلاعات بیشتر
- شرکت پخش کننده :
- گروه هنر و تجربه
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
صابر ابر
خسروشبنم مقدمی
سیمینتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...