عطا با تعمیر وسایل برقی و مسافرکشی با درآمدی اندک زندگی مشترکش با را با معصومه به دشواری می گذراند و با این وضعیت به نوعی بار زندگی برادر مجرد و بیکارش ایرج را نیز به دوش می کشد. در آستانه ی تمدید قرارداد مشاور املاک به او خبر می دهد که صاحبخانه هفتصد هزار تومان به مبلغ اجاره اضافه کرده است. این خبر آرامش نسبی زندگی عطا و معصومه را بر هم می زند. عطا پی یافتن خانه ای جدید می رود ولی مواجه شدن با قیمت های نجومی و خانه هایی که از امکانات اولیه هم بی بهره اند او را ناامید و مستاصل می کند. کار به جایی می رسد که معصومه پیشنهاد می کند یک سال نزد پدرش برود و در این مدت عطا مبلغی برای زندگی فراهم کند. در کشاکش این تصمیم ها خانه ی آنها مورد توجه یک پروژه سینمایی قرار می گیرد. آنها به عطا پیشنهاد می دهند در ازای یک ماه فیلمبرداری در خانه اش هفت میلیون تومان به او بپردازند. عطا بلافاصله می پذیرد و از اینجا دردسرهای جدید شروع می شود. سروصدا و رفت و آمدهای گروه فیلمبرداری، اعتراض همسایه ها به ویژه سیامک پاژنگ را در پی می آورد. پاژنگ که دِل در گروی مدیر ساختمان، مهناز بلوری، دارد، به بهانه های مختلف می خواهد مانع کار گروه فیلمبرداری شود. خانم بلوری که به دلیل علاقه ی قدیمی خودش به سینما از این وضعیت چندان بدش نیامده می کوشد با عطا و معصومه همکاری کند ولی اعتراض همسایه ها را به گوش عطا و معصومه می رساند. عطا پیشنهاد می کند که پول یک ماه شارژ همه ی واحدها را بپردازد. حتی قبول این پیشنهاد هم مایه ی آرامش خاطر نیست. چون صاحبخانه خبر ندارد عطا چنین کاری کرده و پاژنگ عطا را تهدید می کند که به صاحبخانه اش خبر خواهد داد. با این حال رابطه ی گروه تولید با عطا آنقدر خوب شده که وی از آنها بخواهد برادرش ایرج را کاری بگمارند. ایرج وارد گروه تدارکات می شود و مسئولیت بستن خیابان را به او می سپارند. معصومه هم یکی از دخترهای گروه تولید فیلم را برای ایرج در نظر می گیرد. ایرج از شنیدن این خبر به وجد می آید. یک روز وسط فیلمبرداری مشاور املاک به عطا خبر می دهد صاحبخانه به ایران بازگشته و دارد نزد او می آید. ورود آقای ابتهاج وضعیت را بیش از پیش دشوار می کند. عطا با همکاری گروه فیلمبرداری وسایل را جمع می کند و همه در گوشه و کنار خانه پنهان می شوند و ابتهاج دست خالی بازمی گردد. در نهایت ضبط به پایان می رسدولی خبری از پول نیست. عطا به دفتر تهیه کننده و کارگردان می رود و آنها از نرسیدن بودجه خبر می دهند. تا این که یک روز وقتی عطا ناامید و پریشان به خانه برمی گردد، آقای ابتهاج را دمِ در می بیند. او ابتهاج را نمی شناسد چون هرگز برخوردی با هم نداشته اند. ابتهاج به عطا می گوید آمده به مستاجرش خبر بدهد که افزایش ناگهانی مبلغ اجاره حاصل تصمیم مشاور املاک بوده و بدون مشورت با او به مستاجرش اعلام شده است. عطا به مستاجر ابتهاج غبطه می خورد و برای ابتهاج از تصمیم نادرست صاحبخانه ی خودش می گوید. وقتی ابتهاج با عطا خداحافظی می کند و به سمت درِ منزل مستاجرش می رود، تازه اصل قصه برای عطا روشن می شود.
اطلاعات بیشتر
- بودجه :
- /
- فروش :
- 893,321,800 تومان (تهران)
- شرکت تولید کننده :
- شرکت قیلمسلزی یاوران فدک فیلم
- /
- شرکت پخش کننده :
- نسیم صبا
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
نگار جواهریان
معصومهصابر ابر
عطاتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...