احمد از طریق دوست و همکلاسی سابقش پدرام باخبر می شود که خواهر جوانش پروانه از خانه و خانواده اش در شهرستان فرار کرده و به تهران آمده است. پدرام توضیح می دهد که به دلیل پا به ماه بودن همسرش نمی تواند به تهران بیاید و از او می خواهد پروانه را پیدا و او را راضی کند به خانه برگردد. احمد با نشانی هایی که در دست دارد به جست و جوی پروانه می رود. نشانی اول متعلق به خواهر بزرگ پروانه است. اجمد درمی یابد گه پروانه دیشب درآنجا بوده اما صبح زود بی خبر رفتار شوهرخواهر بداخلاقش رفته است. نشانی دوم متعلق است به عمه ی پروانه، که صاحب یک پانسیون زنان است، با علائمی مشکوک به خانه ی زنان خیابانی. در اینجا درمی یابیم که پدر پروانه، پدری زورگو، سخت گیر و پول دوست است که قصد داشته ازدواجی ناخواسته را به پروانه تحمیل کند که در نهایت موجب فرار او شده. پروانه فضای نامطبوع پانسیون را هم تاب نیاورده و رفته. نشانی سوم خانه ی خانم معلم سال آخر دبیرستان پروانه است که حالا دو سال است به تهران متقل شده. خانم معلم بی هیچ چشمداشتی قرار است به پروانه جای زندگی بدهد و به او کمک کند پس از دو سال انتظار پشت کنکور، در رشته ی دلخواهش قبول شود. اما وقتی احمد ماجرای فرار پروانه از خانه و نگرانی مفرط خانواده اش را می گوید، خانم معلم جا می خورد و از احمد می خواهد تا صبر کند چون به زودی پروانه از راه می رسد. احمد که برای بازگشت به محل کارش عجله دارد، نشانی و تلفن هایش را پیش خانم معلم می گذارد و پیش از آن که راه بیفتد اضافه می کند پاکتی حاوی مدارک شناسایی پروانه که در پانسیون جا گذاشته، پیش اوست. با رسیدن پروانه، خانم معلم که از ماجراهای پروانه خبر نداشته ابراز نگرانی می کند و از او می خواهد مشکلش با خانواده اش را حل کند. حالا پروانه راه می افتد برای یافتن احمد و درمی یابد احمد شغل های متعدد دارد، و این بابت تامین هزینه ی سنگین آسایشگاه روانی آبرومندی است که تنها عضو باقی مانده ی احمد، یعنی خواهرش را، نگهداری می کند. پروانه شب را در خانه ی زن مهربان صاحبخانه ی احمد سپری می کند. پیرزن که درد و رنج پروانه را درک می کند، به او پیشنهاد می کند تا یافتن راه حلی برای مشکلش، در خانه ی او بماند. صبح روز بعد که که سرانجام احمد و پروانه با یکدیگر رو به رو می شوند، احمد با تحکم پروانه را وادار می کند تا به اتفاق به ترمینال بروند و پروانه راهی شهرش شود. در ترمینال پروانه با قاطعیت می گوید که تصمیمش را گرفته و قصد دارد در تهران بماند، سختی هایش را تحمل کند، اما استقلالش محفوظ باشد. در میانه ی کلنجار و بگومگوی های آنها ناگهان مادر پروانه همراه با برادر کوچک اوسر می رسند. ظاهرا مادر وضعیت بحرانی پروانه را تب نیاورده و برای دلجویی و یافتن راه حلی برای مشکل او یا بازگرداندنش به تهران آمده است.
اطلاعات بیشتر
- شرکت پخش کننده :
- فیلمسازان مولود
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
هانیه توسلی
پروانهتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...