دکتر ساعدی برای خرید زمین هایی به جاده ای خارج از شهر می رود. در بین راه ماشین اش از کار می افتد و دکتر بعد از برخورد با پیرمردی که در راه می بیند با موتور او راهی نزدیک ترین مهمانخانه می شود. مسئول پذیرش هتل به او خبر می دهد که تمام اتاق ها توسط یک گروه ایرانگردی رزرو شده و آنها اتاقی برای اجاره ندارند. دکتر برای تعمیر ماشین اش به تلفن نیاز دارد و متوجه می شود با طوفانی که روز گذشته در آن منطقه رُخ داده، فعلا آب و تلفن روستا قطع شده است. مسئول پذیرش، نشانی خانه ای در روستا به او می دهد و اعلام می کند می تواند برای اجاره ی اتاق به آنجا مراجعه کند. دکتر به آن خانه می رود و متوجه می شود که در آن خانه چهار پیرمرد بازنشسته زندگی می کنند. همایون امجد صاحب خانه در قبال دادن اتاق به دکتر، به جای پول تقاضایی دارد. دکتر باید با آنها یک بازی را انجام بدهد. امجد یک قاضی بازنشسته است و سه دوست دیگرش هم به نوعی همکاران بازنشسته ی او محسوب می شوند. سیروس مشیری یک دادستان، و صدرالدین طاهری وکیل دادگستری به همراه دوست دیگرشان جمال تهرانی که مامور اجرای حکم است، همگی در این بازیِ دادگاه حضور پیدا می کنند. مسیر دادگاه که ابتدا شوخی و بازی به نظر می رسد کم کم جدی می شود و در انتها قاضی حکمی عجیب برای دکتر صادر می کند....
اطلاعات بیشتر
- شرکت پخش کننده :
- گروه هنر و تجربه
- بر اساس :
- نمایشنامه «پنچری» اثر فردریش دورنمات
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
رضا کیانیان
دکتر صابر ساعدیشمس لنگرودی
همایون امجدتورج نصر
سیروس مشیریتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...