سیمین، مادر خانواده دلش از همه چیز و همه کس به خصوص شوهرش پر است. نمای خانه نیمه کاره مانده و همسرش در زیرزمین لوازم خانگی می فروشد و دم به دم هوس فروش خانه به سرش می زند. شبی مادر خواب می بیند که عروس شده و از این خواب تعبیر مرگ می کند. او با دلی شکسته خودش را آماده ی مرگ می کند. مادر از بین افراد خانواده به دخترش فائزه بیشتر از همه اعتماد و محبت دارد. دفتر خاطره ها، نامه ها و عکس های جوانی اش را به دخترش می سپارد. فائزه دلش می خواهد این لحظه ها را ثبت کند و مادرش را وادار می کند که دور از چشم همه وصیت نامه اش را جلوی دوربین بخواند. آنها با هم به بهشت زهرا می روند و قبر قیمت می کنند و سیمین افسوس می خورد که چرا پولی ندارد که قبر خوب بخرد. مادر از خانم روزه خوان و جلسه ای شان می خواهد حساب و کتاب نماز و رزوه های قضایش را بکند تا مدیون نماند. فائزه همه جا داخل خانه با دوربین می چرخد و از همه چیز فیلم می گیرد. او قرار است فیلمی از خانواده با محوریت مادر بسازد ولی پولی ندارد تا بازیگری برای فیلمش بیاورد، اما حالا گویی دارد اتوود آن را می سازد. مادر پولی از پدر خانواده طلبکار است که سالها پیش به شوهرش قرض داده و فائزه را راضی می کند که شبانه طلبش را از دخل خانواده بردارد تا هدیه تهرانی را دعوت کنند که در فیلم فائزه بازی کند. هدیه تهرانی به خانه شان می آید اما از فیلمنامه خوشش نمی آید و عذرخواهی می کند و می رود. مادر ناراحت می شود و پیشنهاد می دهد حالا که پول ها به کارشان نیامده بهتر است آنها را به پدر پس بدهند. یک روز ناغافل پدر فائزه فوت می کند. مادر که فکر می کرد خودش رفتنی است از این اتفاق شوکه می شود. از این به بعد او مجبور است به جای شوهرش در مغازه بایستد و فروشندگی کند.
اطلاعات بیشتر
- شرکت پخش کننده :
- گروه هنر و تجربه
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
هدیه تهرانی
خودشتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...