امید و سحر که به تازگی ازدواج کرده اند به ویلایی در در "دریاکنار" در شمال می روند. سحر اخیراً اقدام به ترک اعتیاد کرده و نگران زندگی زناشویی اش با امید است. در روز بعد از ورودشان به دریاکنار، سحر متوجه می شود که گردن بند محبوب او که یادگاری از مادربزگش است گم شده. سحر بلافاصله زن مستخدمی به نام سادات را که به همراه دختر کوچکش برای نظافت به ویلای آنها آمده متهم به دزدیدن گردنبند می کند. ایوب شوهر سادات که از این اتهام به شدت برآشفته شده به درِ ویلا رفته و دادوهوار راه می اندازد و امید را مورد ضرب و شتم قرار می دهد و آنها را تهدید به مرگ می کند. امید که از رفتار سحر در رابطه با سادات دلخور شده او را مورد بازخواست قرار می دهد و سحر با ناراحتی از خانه خارج می شود. او سوار بر ماشین در یکی از خیابان های اطراف مردی را زیر می گیرد. سحر که از این اتفاق به شدت ترسیده به سرعت فرار می کند و نزد امید برمی گردد. امید او را به آرامش دعوت می کند و فردای آن روز به کلانتری و پزشگی قانونی رفته و گزارش تصادف شب گذشته را به آنها می دهند اما در کمال تعجب درمی یابند که هیچ گزارش یا خبری مبنی بر تصادف و مرگ وجود ندارد. افسر پلیس این ادعای سحر را ناشی از توهم و استفاده مواد مخدر می داند اما سحر که مطمئن است کسی را زیر گرفته و باعث مرگش شده به لحاظ روحی به هم می ریزد و.....
اطلاعات بیشتر
- بودجه :
- /
- فروش :
- 25,621,000 تومان (تهران)
- شرکت تولید کننده :
- کارگاه فیلم اندیشه
- /
- شرکت پخش کننده :
- نیکان فیلم
- /
- مکان فیلم برداری :
- دریاکنار، بابلسر، استان مازندران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
تهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...