باشو به دنبال بمباران هوايی و كشته شدن پدر و مادرش به درون كاميونی می پرد و از زادگاهش، جنوب، می گريزد. وقتی چادر بار كاميون را كنار می زند خود را در شمال می بيند. باشو به مزرعه زنی به نام "نايی" پناه می برد. نايی در غيبت شوهر، كه به جنگ رفته است، مزرعه را اداره مي كند. زن به زبان غليظ گيلكی صحبت می كند و باشو به زبان عربی. عليرغم آن كه آنها حرف يكديگر را نمی فهمند رفته رفته رابطه عاطفی ميان آن دو برقرار می شود. نايی نامه هايی به شوهر می نويسد و برخلاف نظر او باشو را به عنوان فرزند خانواده می پذيرد. پسرک در كارهای خانه و مزرعه به زن كمک می كند. مدتی بعد مرد كه دست راستش قطع شده، بازمی گردد و حضور باشو را در جمع خانواده می پذيرد.
اطلاعات بیشتر
- بودجه :
- /
- فروش :
- اکران دوم: 1394/03/16
- شرکت تولید کننده :
- کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوان
- /
- شرکت پخش کننده :
- تعاونی تولید و توزیع فیلم میلاد، گروه هنر و تجربه
- /
- مکان فیلم برداری :
- لاهیجان، استان گیلان (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
تهیه کننده
| جشنواره فیلم جیفونی | ||
| سال | هنرمند | نتیجه |
|---|---|---|
| 1993 | بهرام بیضایی بهترین فیلم | برنده |
| بهرام بیضایی جايزه گريفون برنزی يادبود دومنيكو مكولی | برنده | |
| بهرام بیضایی مدال طلای شهر جيفونی | برنده | |
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...