در حاشیه

1393

To Ramble

اتاق عمل
5.39 ۲۳ کاربر
امتیاز سایت :
1 از 5 - ضعیف
  • 1394/01/06
  • .
  • رتبه بندی نشده است
  • .
  •  40 (دقیقه)

هومن صحرایی در یک رشته خاص پزشکی مربوط به خون که در کشور کمتر به آن پرداخته می‌شود متخصص است و در شرایطی ست که در پست بیمارستانی خود هیچ مراجعه کننده‌ای ندارد. او که فردی متعهد و متخصص است برای رفع بیکاری خود به اورژانس سرکشی می‌کند و اتفاقی با یک پزشک متخلف وارد درگیری فیزیکی شده و به همین دلیل از شغل خود بیکار می‌شود. در شرایط مالی بسیار نابسامان وقتی که کتب درسی دانشگاه خود را به حراج گذاشته است اتفاقی با استاد دانشگاه خود یعنی دکتر کی‌مرام روبرو می‌شود. کی‌مرام که پزشکی خیرخواه است و از جزئیات داستان بیکار شدنِ هومن باخبر است او را به "هیئت نظارت بیمارستان‌های تهران" سفارش می‌کند. هومن که اصلاً نمی داند چه شغلی برایش در نظر گرفته شده و فقط در پی فعالیت در زمینه تخصصی خود است مأمور می‌شود تا یک مرکز درمانیِ وقف شده و بسیار مجهز به نام "دکتر حاشیه" که 80 سال است راه‌اندازی نشده را راه‌اندازی و مدیریت کند. اما آن منطقهٔ خارج از شهر، حالا پس از 80 سال در نزدیکی شمال شهر تهران قرار گرفته و زمین آن ارزش فوق العاده زیادی پیدا کرده. نام نوهٔ شخصی که آن زمین را برای ساخت بیمارستان اهدا کرده "کنگر زهتاب" است. زهتاب به فکر منافع خود است و با ظاهری خیرخواهانه به صورت پنهانی کارشکنی می‌کند تا زمین را بفروشد. هومن صحرایی در این مسیر با سهراب کاشف (یک جراح پلاستیک بدهکار و فراری که سابقه ی کلاهبرداری و شیادی دارد و پروانه پزشکی او باطل شده) و بهروز عشقی (فردی بیکار با مدرکی نامعتبر درباره جراحی امعا و احشاء از منطقه‌ای ناشناخته در فیلیپین که وجود خارجی ندارد به نام کولوکوکو) آشنا و همراه می‌شود. هومن صحرایی که به عنوان مدیر بیمارستان انتخاب شده به جای این که درباره کادر بیمارستان و اطرافیان خود تحقیق کند و جدی و دقیق باشد، به آلت دست زهتاب، سهراب و بهروز تبدیل شده و حتی این سه نفر برای این که آیا او مدیر بیمارستان باشد یا نه تصمیم می‌گیرند. این سه نفر، افراد غیرمتخصص یا نالایق را در بیمارستان استخدام می‌کنند. سودجویی و جاه طلبی زهتاب و هرج و مرج بیمارستان فقط به خرج تراشی برای بیماران با رقم‌های هنگفت و جراحی‌های بی‌دلیل آنها و قاچاق اعضای بدن ختم نمی‌شود و نهایتاً باعث می‌شود تا افراد سالم زیادی در یک مانور بیمارستانی صدمات جدی ببینند یا مفقود شوند. خبر آبروریزی این مانور از تلویزیون پخش می‌شود اما همچنان اقدامی از طرف اداره نظارت صورت نمی‌گیرد. هومن فکر می‌کند که تنها خودش مقصر است و در یک ویدئو و یک همایش به این موضوع اعتراف می‌کند. ویدئوی اعتراف شهرت جهانی پیدا می‌کند. نهایتاً در قسمت‌های پایانی سری اول سریال، دکتر کی‌مرام که پزشکی سرشناس و مورد اعتماد بوده و با اداره نظارت بر بیمارستان‌ها در ارتباط است با رویی خوش به بیمارستان حاشیه مراجعه کرده، تعرفه استاندارد بیمارستانی را به زهتاب داده، حضورش موجب ترس تمام پرسنل متخلف شده و یک سرپرستار جدی را نیز به هومن معرفی و سفارش می‌کند. در این مرحله هومن مجدد عدم صلاحیت خود در مدیریت را نشان می‌دهد. با این که زهتاب از اداره نظارت بسیار می‌ترسد ولی در پاسخ به تعرفه استاندارد کیفیت تجهیزات بیمارستان را به شدت کاهش می‌دهد و حتی پاسخ دهی به بیماران سطح متوسط و پایین جامعه نیز کاملاً متوقف می‌شود. در این مرحله تمام پنهان کاری‌های سهراب، بهروز و دیگر کارمندان مثل فلافل فروش که دکتر مسئول داروخانه شده بود آشکار می‌شود و تمام پرسنل و پزشکان از جمله هومن، زهتاب، بهروز و سهراب دستگیر می‌شوند.


اطلاعات بیشتر


  • بودجه :
  • /
  • فروش :
  • از 6 فروردین تا 3 اردیبهشت 1394

  • مکان فیلم برداری :
  • تهران (ایران)

  • کانال پخش کننده :
  • شبکه سه

کارگردان
نویسنده فیلمنامه
الهه زارع نژاد
الهه زارع نژاد
امیر وفایی
امیر وفایی
امیر برادران
امیر برادران
امیرعباس پیام
امیرعباس پیام
فیلمبردار
امیر احمدپور
امیر احمدپور
منوچهر مظفری
منوچهر مظفری
جمال شمس
جمال شمس
کامران جمشیدیان
کامران جمشیدیان
موسیقی متن
بهرام دهقانیار
بهرام دهقانیار
خواننده
تدوین
امیر ادیب پرور
امیر ادیب پرور
صدابرداری
محمود خرسند
محمود خرسند
صداگذاری
محمود خرسند
محمود خرسند
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
---------
---------
چهره پردازی
مهرداد شکرابی
مهرداد شکرابی
بازیگر
مهران مدیری
مهران مدیری
دکتر سهراب کاشف / جراح پلاستیک
سیامک انصاری
سیامک انصاری
دکتر هومن صحرایی / رییس بیمارستان حاشیه
جواد رضویان
جواد رضویان
کنگر زهتاب / مالک بیمارستان
مهران غفوریان
مهران غفوریان
دکتر بهروز عشقی / متخصص امعاء و احشاء
محمدرضا هدایتی
محمدرضا هدایتی
صولتی / نگهبان بیمارستان
عارف لرستانی
عارف لرستانی
بیمار بیمارستان
سحر زکریا
سحر زکریا
ماندانا / نامزد بهروز
نصرالله رادش
نصرالله رادش
سیروس تکراری / مسئول داروخانه
فلامک جنیدی
فلامک جنیدی
ناشتا / پرستار اورژانس
آرش نوذری
آرش نوذری
نوشین عادل / پزشک اورژانس
سپند امیرسلیمانی
سپند امیرسلیمانی
پرویز تابناک / مسئول پذیرش
غلامرضا نیکخواه
غلامرضا نیکخواه
جسد عظیمی / مسئول سردخانه
علی لک پویان
علی لک پویان
کامران / فیزیوتراپ
شبنم فرشادجو
شبنم فرشادجو
هاله / خواهر هومن
علی اوجی
علی اوجی
شروین / وکیل دکتر کاشف
ماندانا سوری
ماندانا سوری
فرخ‌لقا حکمت / سرپرستار
پروین قائم مقامی
پروین قائم مقامی
طاهره / مادر بهروز
فرج الله گل سفیدی
فرج الله گل سفیدی
عشقی / پدر بهروز
سوگل قلاتیان
سوگل قلاتیان
رادیولوژیست
بهناز توسلی
بهناز توسلی
بشر / مسئول آزمایشگاه
ساعد هدایتی
ساعد هدایتی
صندوق دار
سام نوری
سام نوری
پرستار خوش تیپ
لیلا ایرانی
لیلا ایرانی
بهناز / خواهر بهروز
سروش جمشیدی
سروش جمشیدی
نادر / دوست بهروز
محمدعلی تقوی
محمدعلی تقوی
پدر ماندانا
جوانه دلشاد
جوانه دلشاد
چرخه سلطانی / نظافتچی
فاطمه هاشمی
فاطمه هاشمی
نظافتچی
تهیه کننده
حمیدرضا مهدوی کوچکسرایی
حمیدرضا مهدوی کوچکسرایی

برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...
/**/