رخ دیوانه

1393

Crazy Castle

Rokhe Divaneh
7.8 ۴۵ کاربر
امتیاز سایت :
3 از 5 - خوب
  • 93/12/20
  • .
  • رتبه بندی نشده است
  • .
  •  113 (دقیقه)

پیروز یک جوان پایین شهریِ عشق اینترنت است که پدرش سالها پیش فوت شده و به همراه مادرش در یک خانه ی قدیمی اجاره ای زندگی می کند. صاحبخانه اجاره را دو برابر کرده و آنها توان پرداختش را ندارند. پیروز که عاشق گشت و گذار در فضای مجازی است در صفحه ای به اسم "بی پدرومادرها" دوستی به اسم مسعود پیدا می کند که پدر و مادرش را از دست داده است. پیروز به دعوت مسعود وارد گردهمایی این گروه در یک کافی شاپ می شود. در آنجا او با کاوه، همسرش غزل، شکوفه و ماندانا آشنا و با اصرار مسعود وارد یک بازی خطرناک می شود. ماندانا اعتیاد شدید دارد و خُمار است. همگی با ماشین ماندانا برای خرید مواد راهی می شوند. مسعود برای گرفتن شماره ی تماس ماندانا شرطِ وارد شدن به یک خانه ی بالای شهر را می پذیرد و به گفته ی ماندانا این خانه خالی ست و هر وسیله ی کوچکی که بردارند میلیون ها تومان می ارزد. مسعود با گرفتن گوشی گران قیمت ماندانا وارد خانه می شود و در کمال تعجب خانه را خالی می بیند. ناگهان شخصی وارد خانه می شود. بچه ها با مسعود تماس می گیرند ولی مسعود جواب شان را نمی دهد. پس از چند دقیقه مسعود به سرعت از خانه خارج می شود و می گوید ناخواسته با مرد کارگر درگیر شده و احتمالا او کشته شده است. همگی فرار می کنند. ابتدا قصد دارند به پلیس خبر بدهند ولی مسعود می گوید گوشی ماندانا را در آن خانه جا گذاشته و قضیه در حال لو رفتن است. شکوفه می ترسد و جمع را ترک می کند. مسعود و پیروز هم پس از مشاجره ای با کاوه، ماندانا و غزل آنها را ترک می کنند. این سه وقتی برای برداشتن گوشی برمی گردند پلیس به آنها مظنون می شود و به ناچار محل را ترک می کنند. ماندانا که باعث و بانی این اتفاق بوده  شب به خانه ی غزل می رود و مشتاق پدر غزل را دم در خانه می بیند که ساعت ها منتظر بوده است. غزل از پدرش شناسنامه ی آمریکایی زمان توادش را طلب می کند و با وجود مخالفت پدرش قصد دارد برای یافتن مادر آمریکایی اش با کاوه به آمریکا مهاجرت کند. صبح روز بعد، از گوشی ماندانا با غزل تماس می گیرند و خبر می دهند که فرد مصدوم درگذشته است. تماس گیرنده می گوید یکی از پلیس های شب گذشته است و اطلاعات همه شان را دارد. او از ماندانا صد میلیون مطالبه می کند تا در عوض گوشی اش را به پلیس آگاهی ندهد. ماندانا که خودش را مقصرتر از بقیه می داند تصمیم می گیرد برای نجات شان ماشین اش را بفروشد و پول را جور کند. ولی سند ماشین در خانه ی پدری ماندانا جا مانده که بعد از مرگ والدین اش یک سال است توان رفتن به آنجا را ندارد. او پیروز را به درون خانه می فرستد و پیروز می فهمد که مادر ماندانا زنده و چشم به راه دخترش است. ولی ماندا به خاطر خیانت و ظلمی که در حقش کرده راضی به دیدنش نیست. پبروز سند ماشین را می گیرد. همان شب مشتاق به دیدن کاوه می رود و شناسنامه ی آمریکایی غزل را به کاوه می دهد و می گوید که غزل اصلا مادری ندارد. مشتاق سالها پیش برای گرفتن گرین کارتِ آمریکا با زنی آمریکایی که به پول نیاز داشته وصلت کرده و غزل به دنیا آمده و آن زن چند سال پیش مرده است. او از کاوه می خواهد تا حقایق را به غزل بگوید. پیروز که شاهد این همه گرفتاری و بدبختی دوستانش شده همان شب به دیدن مسعود (که در گاراژ می خوابد) می رود و از او می خواهد تا این بازی را تمام کند. معلوم می شود که تمام این ماجرا نقشه ی مسعود بوده که از بچه پولدارها با مشارکت همدیگر اخاذی کند. پیروز مخالف و نگران است ولی نمی تواند جلوی مسعود را بگیرد. پیروز در روز تحویل پول ها با کاوه، غزل و ماندانا نقشه ای می کشد و ظاهرا پول را تحویل می دهند ولی با یک چاقوی ضامن دارِ قلابی موفق می شوند مسعود را فراری دهند. مسعود گم و گور می شود. مدتی بعد پیروز برای یافتن مسعود به آدرسی می رسد که برایش عجیب است؛ به خانه ای شیک در یک برج. پیروز ماجرای چاقوی قلابی را برای مسعود تعریف می کند. همان موقع درِ خانه باز می شود و شکوفه وارد می شود و معلوم می شود که همه ی نقشه ها زیر سر شکوفه بوده است. مسعود عصبی می شود و پیروز را از بالکن برج به پایین پرت می کند.


اطلاعات بیشتر


  • بودجه :
  • /
  • فروش :
  • 2,740,056,000 تومان (تهران)

  • شرکت پخش کننده :
  • هدایت فیلم
  • /
  • مکان فیلم برداری :
  • تهران (ایران)

کارگردان
نویسنده فیلمنامه
محمدرضا گوهری
محمدرضا گوهری
مدیر فیلمبرداری
فرشاد محمدی
فرشاد محمدی
موسیقی متن
خواننده
---------
---------
تدوین
بهرام دهقانی
بهرام دهقانی
صدابرداری
نظام الدین کیایی
نظام الدین کیایی
صداگذاری
بهمن اردلان
بهمن اردلان
طراحی صحنه
مجید لیلاجی
مجید لیلاجی
طراح لباس
مجید لیلاجی
مجید لیلاجی
عکاس
مسعود اشتری
مسعود اشتری
چهره پردازی
مهری شیرازی
مهری شیرازی
بازیگر
بیژن امکانیان
بیژن امکانیان
مشتاق / پدر غزل
سحر هاشمی
سحر هاشمی
شکوفه
گوهر خیراندیش
گوهر خیراندیش
مادر ماندانا
تهیه کننده
بیتا منصوری
بیتا منصوری
جشنواره فیلم فجر
سال هنرمند نتیجه
1393 ابوالحسن داوودی سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی برنده
بهمن اردلان سیمرغ بلورین بهترین صداگذاری برنده
بیتا منصوری سیمرغ بلورین بهترین فیلم برنده
ابوالحسن داوودی جایزه ویژه هیات داوران برنده
بیتا منصوری جایزه ویژه هیات داوران برنده
سیمرغ بلورین بهترین جلوه های ویژه برنده
رُخی که دل به جنون دارد
رُخی که دل به جنون دارد
۱۳۹۴/۱۱/۱ ساعت ۲۰:۲۵

برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...
/**/