همه ی هدف اکبر این است که برادر کوچک ترش امیر در شرکتی استخدام شود که او کارگر آن است. امیر در آخرین ماه های سربازی اش به استادیوم می رود و آنجا انفجار یک نارنجک دستی او را در آستانه ی خطر کور شدن قرار می دهد. اکبر برای تامین هزینه ی عمل و جلوگیری از فاجعه دست به دامان دوست قدیمی اش التفات می شود. التفات به اکبر پیشنهاد می کند نزد عبدالله بروند و با خرید تعدادی چک و رفتن سراغ صحبان شان، این هزینه را تامین کنند. اکبر می پذیرد و این آغاز مرحله ای خطرناک در زندگی اکبر و الفات است که به مرگ التفات، و جنون و عصیان اکبر می انجامد. او پس از تنها شدن برای رسیدن به این هدف ناچار می شود بی همراه، قدم به میدان بگذارد و با صادرکنندگان چک که هر یک از طبقه و قشری متفاوت اند و عموما بیچاره تر از خودِ اکبرند، گلاویز شود. کار اکبر زمانی به نتیجه می رسد که برادرش را با چشمان عمل شده می بینیم. امیر پس از ترخیص از بیمارستان تصمیم می گیرد به رویای دست یافتن به زندگی بهتر، به بهشت موعودی برود که برادرش به او وعده داده بود. در انتها امیر را بین کندوهای زنبور در سرزمینی سبز و حاصلخیز می بینیم...
اطلاعات بیشتر
- شرکت تولید کننده :
- بنیاد سینمایی فارابی
- /
- شرکت پخش کننده :
- فیلمیران
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
صابر ابر
اکبرساعد سهیلی
امیرتهیه کننده
| جشنواره فیلم فجر | ||
| سال | هنرمند | نتیجه |
|---|---|---|
| 1392 | کارن همایونفر دیپلم افتخار بهترین موسیقی متن | برنده |
| شراره سروش سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه | برنده | |
| محسن دارسنج دیپلم افتخار بهترین چهره پردازی | برنده | |
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...