امیرحسین در یک مهمانی شبانه اُوردوز می کند و می میرد. میزبان، دختری به نام عسل به همراه دوستش فرید جسد امیرحسین را پنهانی به خانه اش می برند و روی تختش می گذارند. مهتاب نامزد امیرحسین که دنبالش می گردد به قضیه مشکوک می شود و به همراه سعید یکی از دوستان امیرحسین پیگیر قضیه می شود. عسل منشی آرایشگاه منیر است که در آرایشگاه لیدا صدایش می کنند. عسل و منیر هر دو معتاد به شیشه اند. منیر به تدریج لاغر و پژمرده می شود و مدام آب می خورد. او در خانه با شوهر و دخترش باران، بدرفتاری و بداخلاقی می کند. بابک شوهر منیر به او شک می کند. چندبار همسرش را تعقیب می کند و در عروسک آویز ماشین (عروسک سید در انیمیشن «عصر یخ بندان») دستگاه شنود کار می گذارد. یک شب که منیر به بهانه ی مهمانی از خانه خارج شده، بابک او را تعقیب می کند و او را با فرید می بیند. بابک به شدت عاطفی و مهربان است و احساس می کند همسرش را گول زده اند. برای نجات منیر از ستاره همسر دوستش کمک می گیرد. بابک ماشین ستاره را قرض می گیرد و به همراه ستاره در شب مهمانی، منیر را دنبال می کنند و به خانه ی عسل می رسند. ستاره را درِ خانه اش پیاده می کند و دوباره به خانه عسل برمی گردد. هنگام جا به جایی جسد امیرحسین، عسل و فرید تا خانه ی امیرحسین تعقیب می کند. موبایلی از جسد به زمین می افتد که او آن را برمی دارد و داخل ماشین می گذارد. مهتاب هنگام شماره گیری گوشی امیرحسین موبایل او را در حالی با تصویر وی زنگ می خورد در ماشین بابک پیدا می کند. به کمک سعید ردِ صاحب ماشین را می گیرند و به ستاره می رسند. سعید، مهتاب، بابک و ستاره به دنبال منیر و دوستانش هستند تا هم از علت مردن امیرحسین و هم از اعتیاد و روابط منیر و فرید سر دربیاورند. منیر اوضاع خوبی ندارد، مواد به دستش نرسیده و خمار است و تعادلش را ازدست داده است. فرید که تا دیروز خودش را عاشق و شیفته ی منیر نشان می داد، الان از دست او فرار می کند. منیر برای گرفتن مواد پیش یکی از دوستانش می رود و می فهمد که فرید به او دروغ می گوید و مشغول فریب دادن و گول زدن اوست. یک نفر از یک خط ناشناس همه ی اکیپ فرید را تهدید می کند. عسل راهی شهرستان می شود. فرید هم بار سفر می بندد. سعید، مهتاب، ستاره و منیر در پارک پردیسان با فرد ناشناس که همان بابک است، قرار می گذارند. بابک با منیر رو به رو می شود و به او می گوید از زندگی اش بیرون برود و او و دخترش را تنها بگذارد. همان موقع ماشینی از طرف فرید و دارودسته اش بابک را زیر می گیرند. بابک به شدت مصدوم شده و راهی بیمارستان می شود. سعید سرِ بزنگاه هنگامی که فرید قصد فرار دارد او را در ماشینش غافلگیر می کند و با چاقو می کشد. بابک بعد از چند روز از بیمارستان مرخص می شود ولی فراموشی گرفته و هیچ چیز را به یاد نمی آورد.
اطلاعات بیشتر
- بودجه :
- /
- فروش :
- 1,330,922,000 تومان (تهران)
- شرکت پخش کننده :
- بامداد فیلم
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
خواننده
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
فرهاد اصلانی
بابکمهتاب کرامتی
منیربهرام رادان
فریدآناهیتا نعمتی
مهتابمینا ساداتی
ستارهتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...