دو گروه قاچاقچی سكه های عتيقه در زاهدان به جان هم می افتند و يک گروه اعضای گروه ديگر را از پا درمی آورد و از دست ژاندارم ها فرار می کنند. از آنها در سر راه خود پس از تجاوز به ليلا، همسر مردی به نام بلوچ، به سمت تهران حركت می كنند. بلوچ پس از آگاهی از ماجرا تفنگ قدیمی اش را برداشته و در پی آنها روانه می شود و با قاچاقچی ها قلعه ای قدیمی و متروکه درگير مي شود اما به اتهام قتل قاچاقچی هایی كه به دست گروه ديگر كشته شده اند به زندان مي افتد. بلوچ پس از دوازده سال از زندان آزاد می شود اما پیش از آن توسط لیلا مطلع می شود که قاچاقچی ها زنده هستند. او رد قاچاقچی هايی را كه به همسرش تجاوز كرده اند را می يابد. او ابتدا عبدالله، يكی از قاچاقچی ها، را در مغازه عتقه فروشی اش به قتل می رساند، اما قبل از پيدا كردن امير، سركرده ی قاچاقچی ها، با زنی به نام فرنگيس آشنا می شود كه سعی دارد بلوچ را از فكر كشتن امير منصرف كند. بلوچ پس از مدتی به رابطه ی امير و فرنگيس پی می برد و امير را هم به قتل می رساند. سپس همسرش را در خانه ای عمومی می يابد و همراه او به زادگاهش، كه روستائی که حالا ويران شده و متروک است، بازمی گردد.
اطلاعات بیشتر
- شرکت تولید کننده :
- استودیو میثاقیه
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
مدیر دوبلاژ
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
تهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...