چند جوان که هرکدام خانواده ی از هم پاشیده ای دارند، برای رهایی از وضع موجود، دست به آدم ربایی می زنند. داوود که عاشق یلدا است، به دلیل بیکاری از پدر وی جواب رد شنیده است. او الان در پیتزافروشی به عنوان پیک موتوری کار می کند، اما این برای پدر دختر کافی نیست. یلدا از داوود باردار می شود و با حکم دادگاه با هم ازدواج می کنند. او از خانه فرار می کند که با داوود به جایی بروند تا بتواند بچه اش را نگه دارد؛ بر خلاف داوود که اصرار دارد بچه را بیندازند. مهران که پدر و مادرش از هم جدا شده اند، خودش زمانی معتاد بوده و توسط داوود از گوشه ی خیابان جمع شده است. همسر سابق مهران، مرجان که او را به اعتیاد کشانده و از او جدا شده، حالا بازگشته و پیشنهاد یک آدم ربایی به قصد دستیابی به پول را می دهد. او دختر یک کارخانه دار را قانع می کند که چند روزی او را بدزدند و دختر هم که لکنت زبان دارد، ظاهرا برای امتحان پدرش برای اینکه ببیند چقدر برای دخترش ارزش قائل است، می پذیرد. مهران برای ادب کردن مرد صرافی که فکر می کند عامل جدایی مادرش از پدرش بوده، او را درگیر این آدم ربایی می کند. آنها از او سکه می خرند و در مقابل، پول درخواستی از پدر گروگان را به حساب او واریز می کنند. مرد صراف به همین دلیل بازداشت می شود. داوود، یلدا و مهران عازم قرارشان در گورستان کشتی ها می شوند تا پس از ملحق شدن مرجان به آنها، سکه ها را بین خود تقسیم کنند و توسط یک رابط به آن سوی آب ها بروند. در راه به دنبال اختلاف داوود و مهران بر سر چگونگی تقسیم سکه ها، داوود در نزاع بین آن دو بی هوش می شود و ظاهرا می میرد. از طرفی یلدا هم که اصرار داشته به یک زائوی در راه مانده کمک کند، توسط مهران جا گذاشته می شود. مهران و مرجان در گورستان کشتی ها به هم می رسند و قصد دارند دو نفری فرار کنند. از طرفی پدر یلدا که از محل قرار آنها باخبر شده، سر می رسد و مهران را که با داوود اشتباه گرفته، با شلیک گلوله می کشد. مرجان با ساک حاوی سکه ها می گریزد. در راه، پدر یلدا، مرجان را سوار می کند، بی آنکه همدیگر را بشناسند. اما پدر، ساک دخترش را می شناسد و مرجان را به زور مجبور می کند که او را پیش دخترش ببرد. در راه، مرجان با زخمی کردن او فرار می کند اما به علت تصادف با یک وانت، در گوشه ی جاده می افتد و پدر یلدا از راه رسیده و نجاتش می دهد و باز هم با هم همراه می شوند. فیلم در جایی تمام می شود که آن دو به یک تقاطع می رسند که آن سویش یلدا سوار مینی بوس، در راه بازگشت به خانه و شهر است. در نمای آخر، شاهد به هوش آمدنِ داوود و باز شدن چشم های او هستیم.
اطلاعات بیشتر
- شرکت تولید کننده :
- سورینت
- /
- شرکت پخش کننده :
- حوزه هنری
- /
- مکان فیلم برداری :
- تهران (ایران)
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
تدوین
صدابرداری
صداگذاری
طراحی صحنه
طراح لباس
عکاس
چهره پردازی
بازیگر
رضا کیانیان
پدر یلدامحمدرضا فروتن
مهرانمهناز افشار
مرجانصابر ابر
داوودافسانه چهره آزاد
مادر مهرانبابک کریمی
مرد صرافتهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...