آلکسیس وینستون دختر جوانی است که در بیشتر روزهای زمستان بر روی دریاچه یخ زده ی آیوا اسکیت بازی می کند، و چون از کودکی به این کار مشغول بوده مهارت زیادی در این ورزش پیدا کرده است. پدرش و صمیمی ترین دوستش آیدین که بازیکن راگبی است اصرار دارند که او می بایست در مسابقات استانی که هر سال برگزار می شود شرکت کند. اما آلکسیس معتقد است که او اسکیت را تنها برای دلش بازی می کند و از مسابقه و رقابت خوشش نمی آید. سرانجام آلکسیس با اصرار آیدین و خانواده اش راهی این مسابقات می شود. در روز مسابقه نیک، قهرمان سابق المپیک در این رشته، هم حضور دارد. آلکسیس در این مسابقه درخشش خیره کننده ای دارد. فردای آن روز نیک به خانه آلکسیس می رود و به وی و پدرش می گوید که او را برای مسابقات قهرمانی کشور مناسب می داند و قصد دارد او را به استخدام درآورد تا با آوزش و تمرین حرفه ای از او یک اسیکت باز حرفه ای بسازد. او برای قبول پیشنهادش به وینستون ها تنها 24 ساعت وقت می دهد. آلکسیس که به شدت در تردید به سر می برد سرانجام با تشویق و حمایت پدرس و آیدین راهی نیویورک می شود. او برای تحقق رویاهایش می بایست در بیشتر طول روز تمرین های سخت و دشواری را انجام دهد تا آماده مسابقات کشوری شود. نیک و تیمش علاوه بر تمرینات، آلکسیس را به تدریج تبدیل به ستاره ی زیبای مُد می کنند تا در برابر رسانه ها فریبنده و خیره کننده به نظر برسد. سختگیری های نیک باعث می شود تا ارتباط تلفنی کمی با آیدین و حتی پدرش داشته باشد. همین امر باعث بروز سوءتفاهم برای آیدین می شود. سرانجام آلکسیس در مسابقات کشوری حاضر می شود، جایی آماده ترین قهرمانان کشور حضور دارند. آلکسیس خیره کننده ظاهر می شود اما در رقابت با جدی ترین رقیبش سیدار، که زمانی در تیم نیک بوده، دوم می شود. نیک پس ابراز احساسات ظاهری و نشان دادن خوشحالی اش در برابر دوربین خبرنگاران در پشت صحنه به شدت آلکسیس را سرزنش می کند که چرا در حضور سیدار دوم شده و دلیل آن را زیاده روی آلکسیس در زمین و گوش نکردن به حرف های مربی اش می داند. آلکسیس که مدت زیادی از خانواده اش دور مانده و تمرینات سخت و فشرده او را خسته و بی روحیه کرده می بایست بنا به خواست نیک در مهمانی های باشکوه افراد سرشناس شرکت کند. در یکی از همین مهمانی ها آلکسیس بی خبر به بیرون از محل میهمانی می رود و مشغول اسکیت سواری می شود اما در حین بازی به شدت زمین می خورد و بیهوش می شود. آلکسیس پس از به هوش آمدن رویاهایش را بر باد رفته می بیند چرا که بدون هیچ دلیل خاصی بینایی اش را از دست داده. پدرش او را به خانه بازمی گرداند اما آلکسیس که روحیه خود را به شدت باخته تا مدتها از خانه بیرون نمی آید. پدر اصرار دارد که او باید زندگی عادی اش را باز یابد. بنابراین از آیدین که حالا تیم راگبی را ترک کرده کمک می خواهد. آیدین با کمک پدر، آلکسیس را بار دیگر به میان دریاچه یخ زده و سالن تمرین راگبی و اسکیت سواری می کشانند. آیدین به آلکسیس و پدرش خبر می دهد که او به دلیل شرکت در مسابقات کشوری و کسب رتبه دوم نامش برای مسابقات بین المللی ثبت شده و حالا که رسانه ها از مشکل بینایی او خبر ندارند می تواند خودش را آماده ی شرکت در این مسابقات کند. آلکسیس با کمک پدرش و آیدین و همنچنین عمه جین که تجربه ی آموزش اسکیت را دارد تمریناتش را شروع می کند.....
اطلاعات بیشتر
- شرکت تولید کننده :
- Stage 6 Films, Jaffe/Braunstein Films, RCR Media Group
- /
- شرکت پخش کننده :
- کلمبیا پیکچرز
- /
- مکان فیلم برداری :
- هالیفکس، نووا اسکوشیا (آمریکا)
- بر اساس :
- داستانی از گری ال. بایم
کارگردان
نویسنده فیلمنامه
مدیر فیلمبرداری
موسیقی متن
تدوین
طراحی صحنه
طراح لباس
چهره پردازی
بازیگر
تهیه کننده
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...